روایت لحظات پیش از شهادت سیدالشهدا در «لمعات الحسین»

و برای بار دوم دست خود را زیر خون گرفت؛ و چون پر شد، با آن سر و صورت و محاسن شریف را متلطّخ و خون آلوده نموده و گفت: با همین حال باقی خواهم بود تا خدا و جدم سول خدا را دیدار کنم.

روایت لحظات پیش از شهادت سیدالشهدا در «لمعات الحسین»

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، یکی از کتاب‌های عاشورایی بازار نشر کشور، «لمعات الحسین» نوشته آیت‌الله سیدمحمدحسین حسینی طهرانی است که طی سال‌های گذشته بارها توسط انتشارات علامه طباطبایی در مشهد تجدیدچاپ شده است. 

این‌کتاب دربرگیرنده برخی خطبه‌های امام حسین (ع) و چگونگی شهادت ایشان است. خطبه سیدالشهدا راجع به اصلاح مردم، وصیت حضرت سیدالشهدا به محمد حنفیه، خطبه حضرت در زمان معاویه در منا، خطبه حضرت در وقت ممانعت حر، گفتار حضرت در پاسخ به تهدید حر، گفتار حضرت در آمادگی برای شهادت، دعای حضرت در صبح عاشورا، خطبه حضرت در صبح عاشورا، مبارزه حضرت سیدالشهدا، شهادت حضرت سیدالشهدا، حالات آن حضرت در هنگام شهادت و … بخشی از سرفصل‌های این کتاب هستند.

نگارش این‌کتاب ۴۵ سال پیش هنگام اذان ظهر عاشورای سال ۱۴۰۲ هجری قمری در شهر مشهد به پایان رسیده است. 

آیت‌الله طهرانی در مقدمه کتاب درباره آن این‌توضیح را به مخاطب می‌دهد: جزوه‌ای که فعلا از نظر خوانندگان ارجمند می‌گذرد، عین برخی از کلمات حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام است که این حقیر با ذکر مدارک، از کتب معتبره نقل کرده؛ و فقط به ترجمه آن اکتفا شده است، و از شرح و بسط خودداری شده؛ تا آنکه به واسطه ایجاز و اختصار، قابل آن باشد که بر روی پرده‌ها و تابلوها نوشته شده بر سینه حضرت زد. و سپس در گلوی آن حضرت تیری فرو برد؛ و صالح ابن وهب در پهلویش تیری وارد کرد.

هلال بن نافع می گوید: من در نزدیکی حسین ایستاده بودم که او جان می داد؛ سوگند به خدا که من در تمام عمرم، هیچ کشته ای ندیدم که تمام پیکرش بخون خود آلوده باشد و چون حسین صورتش نیکو و چهره اش نورانی باشد. به خدا سوگند لمعات نور چهره او مرا از تفکر در کشتن او باز می داشت!

و در آن حالت‌های سخت و شدت، چشمان خود را به آسمان بلند نموده، و در دعا به بارگاه حضرت رب ذوالجلال عرض می کرد: «شکیبا هستم بر تقدیرات و بر فرمان جاری تو ای پرودگار من! معبودی جز تو نیست، ای پناه پناه آورندگان!»

از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت است که اسب آن حضرت با صدای بلند شیهه می کشید، و پیشانی خود را به خون حضرت آلوده می نمود؛ و می‌بوئید…

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *