چرا همیشه اول دروغ نفس‌گیرتر از حقیقت می‌دود!

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در لحظه‌ای که یک حادثه‌ی بزرگ رخ می‌دهد – بمباران، ترور، حمله یا فروپاشی ناگهانی نظم – اولین چیزی که فرو می‌ریزد، زمان نیست؛ توازی روایت‌هاست. پیش از آنکه خبرنگاری صحنه را ببیند، پیش از آنکه سندی تأیید شود، و حتی پیش از آنکه چشم ناظر مستقیم پلک بزند، روایت‌ها آغاز شده‌اند. سؤال فلسفی اینجاست: چرا ساعات اولیه‌ی هر بحرانی، میدان مطلقِ دروغ، اغراق و آشفتگی‌اند؟ آیا حقیقت قادر نیست به سرعت بدود؟ یا ساختار خودِ روایت در لحظه‌ی صفر، ذاتاً به سوی ساده‌سازی، دوقطبی‌سازی و هراس‌افکنی میل می‌کند؟

۸ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۰:۲۰
چرا همیشه اول دروغ نفس‌گیرتر از حقیقت می‌دود!

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در لحظه‌ای که یک حادثه‌ی بزرگ رخ می‌دهد – بمباران، ترور، حمله یا فروپاشی ناگهانی نظم – اولین چیزی که فرو می‌ریزد، زمان نیست؛ توازی روایت‌هاست. پیش از آنکه خبرنگاری صحنه را ببیند، پیش از آنکه سندی تأیید شود، و حتی پیش از آنکه چشم ناظر مستقیم پلک بزند، روایت‌ها آغاز شده‌اند. سؤال فلسفی اینجاست: چرا ساعات اولیه‌ی هر بحرانی، میدان مطلقِ دروغ، اغراق و آشفتگی‌اند؟ آیا حقیقت قادر نیست به سرعت بدود؟ یا ساختار خودِ روایت در لحظه‌ی صفر، ذاتاً به سوی ساده‌سازی، دوقطبی‌سازی و هراس‌افکنی میل می‌کند؟

برای فهم این پدیده، باید میان دو مفهوم تمایز قائل شویم: «رخداد» (Event) و «روایت» (Narrative). رخداد امری بی‌واسطه و خام است؛ صدای انفجار، تصویر تار دوربین موبایل، فریاد ناشناس. اما آنچه در ساعات اولیه به جریان می‌افتد، روایت است – یعنی گزینش، حذف، نسبت دادن معنا، و بدترین ویژگی آن: ادعای سرعت‌زدگی. روایت اول همیشه می‌خواهد زودتر از حقیقت به نتیجه برسد. این میل را می‌توان در مفهوم «هرمنوتیک بحران» توضیح داد: هر رویدادی که توازن معناییایت‌های شتاب‌زده‌ی اولیه (از هر دو سوی جبهه) در تحلیل نهایی فرو می‌ریزند، اما آثار روانی آنها – همان «نفس‌گیری دروغ» – تا مدتها بر حافظه‌ی جمعی باقی می‌ماند. بنابراین، پرسش اصلی برای رسانه‌ای مثل تسنیم، نه «چگونه زودتر از دشمن روایت بسازیم»، که «چگونه در برابر وسوسه‌ی سرعت، صبوری اپیدمیولوژیک حفظ کنیم» است.

در پایان، یک اصل را باید تکرار کرد: در ساعت صفر روایت، هیچ‌کس به اندازه‌ی کافی عاقل نیست. قلم فلسفی اقتضا می‌کند که به جای نوستالژی حقیقت سریع، ساختار کندی طبیعی حقیقت را بپذیریم. آنچه می‌تواند از نفس‌گیری دروغ بکاهد، نه تولید روایت‌های رقیبِ پرسرعت‌تر، که ایجاد لایه‌های تأخیرِ آگاهانه در مواجهه با رخداد است. گفتن «نمی‌دانم» در دقیقه‌ی دوم، یک شکست نیست؛ یک پیروزی اپستمولوژیک است. و در پساجنگی که میدان آن رسانه است، شاید مهم‌ترین سلاح، دقیقاً همین «حقِ تأخیر در معنا دادن» باشد.

منبع:تسنیم

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *