«عروسی پشت خاکریز» در بازار نشر/وقتی گلوله‌های آرپی‌جی از پس T72های دشمن برنمی‌آمدند

با اینکه مثل باران از بالای سرش گلوله رد می‌شد، پیش من آمد. آن‌قدر با هم زور زدیم تا موشک خارج شد. موشک بعدی را توی قبضه گذاشتم و جلوی چشم جمشیدیان تانک را هدف گرفتم. موشک به هدف خورد، اما منفجر نشد! جمشیدیان گفت: «یا به خاطر اینکه فاصله‌مون نزدیکه تانک منفجر نمی‌شه، یا اینا تانک تی‌هفتادودوئه، موشک آرپی‌جی از پسِش برنمی‌یاد.»

«عروسی پشت خاکریز» در بازار نشر/وقتی گلوله‌های آرپی‌جی از پس T72های دشمن برنمی‌آمدند

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک،کتاب «عروسی پشت خاکریز» شامل خاطرات جانباز آزاده محمدعلی نوریان نوشته رمضانعلی کاووسی به‌تازگی توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر و راهی بازار نشر شده است. 

این‌کتاب درباره تلاش دو رزمنده جنگ‌رفته است که هنوز بار آسیب‌های جنگ و دردهای ناشی از آن را با خود دارند و این دردها را تحمل می‌کنند. یکی محمدعلی نوریان رزمنده‌ای با لهجه نجف‌آبادی و دیگری رمضانعلی کاوسی جانباز آسیب نخاعی از ناحیه گردن و ویلچرنشین که خاطرات همرزم خود را می‌شنود و با یک انگشت تایپ می‌کند. 

راویِ اثر، از ابتدای جوانی داوطلبانه در عملیات‌های متعددی شرکت کرده و با اینکه سال‌ها طعم اسارت را در اردوگاه تکریت عراق چشیده، ذهنش خیلی از آن سال‌های پر از آتش و خون و سرشار از خاطره فاصله نگرفته است. 

از زمانی‌که نوریان اسیر شد، خانواده‌اش تصور کردند فرزندشان شهیدِ مفقودالاثر است و جالب این‌که اسرای اردوگاه تکریت، روز آخر اسارت، توسط سازمان صلیب سرخ ثبت‌نام و همان روز آزاد شدند.

در فرازی از خاطرات این‌کتاب می‌خوانیم:

هوا که تاریک شد، محسن خدابنده نیروها را پشت خاکریز جمع کرد و گفت: «برادرا، حاج احمد کاظمی پیغام داده که هر ط کله‌ام.» 

سرم را به خدا هدیه دادم و آماده پرواز شدم. شهادتین را بر زبان آوردم. خیلی خودمانی به خدا گفتم: «خدایا، مُهر قبولی رو بزن روی پرونده‌م که اومدم.» نمی‌دانم چرا یک دفعه عقل از سرم پرید و به یاد پدرم افتادم، در صورتی که این لحظات ناب، بهترین زمان معاشقه و دلبری با حضرت دوست بود. بدبختی من از آنجا شروع شد که گفتم: «خدایا، دوست دارم یه بارِ دیگه آقام رو ببینم.» نظامی دشمن که فکر کرده بود کار من تمام است، سر تیربارش را به سمت دیگری هدایت کرد. اگر در آن لحظه‌های عاشقی، دلم را به امام‌حسین(ع) و شهدای کربلا سپرده بودم، من هم پیش خدا می‌رفتم و رستگار می‌شدم. 

این‌کتاب با ۲۹۶ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۳۰ هزار تومان عرضه شده است. 

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *