
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، لپور در این مقاله خود با عنوان «ادبیات رباتیک»، وضعیت امروز اینترنت را به «سیل بزرگ ملاس» در سال ۱۹۱۹ در بوستون تشبیه میکند؛ حادثهای که در آن مخزن عظیم شیره قند منفجر شد و موجی چسبناک و مرگبار شهر را در بر گرفت که پاکسازی آن ماهها طول کشید.
براساس گزارش اطلاعات آنلاین، پسماندهای هوش مصنوعی نیز امروز به همان اندازه چسبناک، خفهکننده و همهجاگیر شدهاند.
طبق آمارهای ارائهشده در مقاله نیویورکر، پیش از ظهور چتجیپیتی، بیش از ۹۸ درصد مقالات انگلیسیزبان اینترنت را انسانها مینوشتند. اما تا پاییز سال ۲۰۲۴، ماشینها حدود نیمی از این مقالات را به نگارش درآوردند. این حجم از تولید انبوه، متیو کرشنبام، منتقد ادبی، را وادار کرده تا درباره یک «آخرالزمان متنی» هشدار دهد؛ وضعیتی که در آن نوشتههای دستنویس انسان به آثاری عتیقه و کمیاب تبدیل میشوند که باید مانند کتیبههای نفیس باستانی در موزهها از آنها محافظت کرد. فضای مجازی اکنون از یوتیوب و ردیت گرفته تا فیسبوک، زیر لایهای از این اباطیل رباتیک دفن شده است.
ریشههای تاریخی
برخلاف تصور عموم، ایده نثر و شعر مکانیکی پدیده جدیدی نیس ما امروز به یک نظریه برای معنا در غیاب هوش نیاز داریم.
انسانگرایی پسمانده
جیل لپور مقاله خود را با تعبیری تلخ از ویدربی به پایان میبرد: «انسانگراییِ پسمانده» این اصطلاح توصیفکننده وضعیتی است که در آن انسانیت، مانند کتابی که دیگر قابلیت فروش ندارد، به حاشیه رانده شده و به پسماند تبدیل میشود؛ وضعیتی که در آن انسان بودن یعنی چنگ زدن به ایده رو به زوال رابطه میان زبان و عقل.
تسلیم شدن به محتوای بیارزشی مانند ویدیوهای تمامهوشمصنوعی تیکتاک (مثل مجموعه محبوب «جزیره عشق میوهها»)، پذیرش این ادعاست که خط داستانی زندگی و فرهنگ ما را چیز دیگری دارد مینویسد. لپور در جملات پایانی خود در نیویورکر تأکید میکند که توانایی گفتگو با ماشینها شگفتانگیز است، اما تا اینجای کار، پیرنگی که ماشینها برای ما نوشتهاند چیزی جز آشغال و اراجیف نبوده است. این وظیفه انسان است که قلم را پس بگیرد و اجازه ندهد تفکر و اصالت ادبی زیر سیلاب چسبناک ملاس دیجیتال غرق شود.
۵۹۲۴۴
