
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در پارهای از احادیث که در آیات قرآن آمده که در میان اسمای حسنای الهی، اسم اعظمی وجود دارد که هرکس خدا را بدان نام بخواند مستجاب الدعوه خواهد بود. بیش و پیش از آنکه پرده از راز سر به مهر اسم اعظم خدا برداریم، مقدمهای پیرامون حقیقت اسم اعظم ضروری را در زیر بخوانید: کلمه اسم به معنای نشانه است.
بنابر روایت صدا و سیما، هر اسمی نشانه یک چیزی است. برخی از اسامی، اعتباری و فاقد مسمّای خارجی هستند و برخی حاکی از مصداق و حقیقت خارجی. اگرچه ممکن است اسمی به غلط بر شخصی یا چیزی گذارده شود که با مسمّا نباشد مثل اسم «عبدالله» برای کافر، اما در اینجا، مراد ما از اسم، نامهایی است که داری مسمّا و مفهوم اند.

منظور از اسم، لفظ و کلمه نیست. چون هر اسمی در قالب کلمه، صرفا حاکی از مفهوم آن کلمه نیز هست و نه نشانه خود آن اسمنم و میفرماید: ( أُجیبُ دعوهَ الدّاعِ إِذا دَعان…) [بقره/۱۸۶]، ولی مقصود آیه هر نوع دعا نیست، ولو دعایی که هنوز از اسباب طبیعی منقطع نشده و توجه کامل به خدا تحقق نیافته است، بلکه ناظر به کسی است که از هر سببی چشم بپوشد و فقط به پروردگار خود توجه کند؛ در این صورت با حقیقت اسمی که با درخواست او کاملاً مناسب است، ارتباط پیدا میکند و واقعیت، اثر خود را میگذارد و دعای او مستجاب میشود و این است معنی خواندن با اسم، هرگاه او با اسمی که ارتباط برقرار کرده، اسم اعظم باشد، همه چیز از او اطاعت میکند و دعای او مستجاب میشود.
این که میگویند خدا اسم اعظم را به برخی از پیامبران آموزش داده، مقصود این است که راه انقطاع از غیر خدا و توجه به خدا را به روی آنان باز کرده که در همه جا با واقعیت این اسم، ارتباط برقرار میکنند و دعای آنان مستجاب میشود. بنابر این روایات را باید چنین تفسیر کرد و اسمای لفظی و صور ذهنی را، اسم اسم نامید.
