
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، کودکان امروز در میان هجمهای بیپایان از تصاویر متحرک، الگوریتمهای جهانی و صداهای ازپیشطراحیشده، رشد میکنند؛ اما (تناقض) بزرگی در دل این جهانی شدن دیجیتال نهفته است: در حالی که کودک با هزاران پیام مواجه است، صدای واقعی او خاموش مانده است. در حالی که در نگاه اول بهنظر میرسد کودک در فضای دیجیتال حضوری فعال دارد، در حقیقت اغلب نقش او نه یک کنشگر فرهنگی، بلکه یک مصرفکننده منفعل، بیریشه و بیپناه است.
فرهنگ دیجیتال با تکیه بر جذابیت بصری و الگوریتمهای هوشمند، توانسته ذهن و زبان کودکان را اشغال کند، اما بدون آنکه با هویت، زبان، تخیل و نیازهای بومی آنان ارتباطی زنده برقرار کند. تولیدات خارجی و محتوای وارداتی، اغلب بدون تناسب با زمینه فرهنگی-اجتماعی کودک ایرانی، الگوهایی از زیستن، خواستن، ترسیدن و حتی حرفزدن را القا میکنند که نهتنها به رشد فرهنگی کمک نمیکنند، بلکه بستر بیهویتی، خفگی در تخیل و انفعال در سخنگفتن را رقم میزنند.
این میان، سیاست فرهنگی رسمی کشور عزیزمان ایران در حوزه کودک، نهتنها نتوانسته حکمرانی فرهنگی مؤثر و بومی در فضای دیجیتال ایجاد کند، بلکه اغلب یا در سکوت و انفعال باقی مانده یا صرفاً در سطح واکنشهای ساr>4. و در نهایت، نقض خاموش حقوق فرهنگی کودک، بهویژه حق بر مشارکت فرهنگی، حق بر زبان، و حق بر تولید فرهنگی.
برای نجات کودکان از سکوتِ تحمیلی صفحهنمایشها، لازم است بازاندیشی بنیادینی در سیاست فرهنگی حوزه کودک صورت گیرد. دولت و نهادهای فرهنگی باید از موضع انفعال خارج شده و حکمرانی فرهنگی هوشمند، بومی، مشارکتمحور و خلاق را در عرصه دیجیتال اعمال کنند. تولیدات فرهنگی باید زبان کودک را نه صرفاً بهعنوان ابزار انتقال، بلکه بهعنوان زمینهای برای رشد تخیل، مشارکت و گفتوگوی فرهنگی بازشناسند. بازگرداندن صدای کودک، تنها با مشارکت واقعی او در تولید روایتها، خلق جهانهای تخیلی بومی، و بسترسازی برای گفتوگو در فضای دیجیتال ممکن است. زمان آن رسیده که به جای پر کردن صفحهنمایش، فضای ذهن کودک را آزاد کنیم.
