روایت عکاس زن از خط مقدم جنگ رمضان: «در تمام مسیر گریه می‌کردم، اما دوربین را رها نکردم»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، در جنگ، «تصویر» قدرتمندتر از «کلام» است. یک عکس می‌تواند افکار عمومی جهان را تغییر دهد، حمایت یا محکومیت بین‌المللی ایجاد کند و یا روحیه نیروهای مستقر در خط مقدم را تقویت کند. عکاس جنگ، از دور به تماشای رنج و ویرانی نمی‌نشیند؛ او با ثبت چهره‌های خسته، نگاه‌های پر از امید یا لحظات وداع، پلی میان «جنگ» و «انسان» می‌سازد. عکس‌ها هستند که به دنیا می‌فهمانند جنگ، صرفاً جابه‌جایی نیروها نیست، بلکه داستان زندگی انسان‌هاست. اگر عکاسان جنگ را «چشم‌های تاریخ» بنامیم، عکاسان «جنگ رمضان»، چشمانی بودند که توانستند «معنویت را در دلِ خشونت» و «آرامش را در میانه‌ آشوب» شکار کنند. آثار آنها تنها گزارشِ عملیات‌ها نیست، بلکه گزارشِ روحِ انسانی است که در سخت‌ترین شرایط، همچنان به دنبال معنا می‌گردد.

۲ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۲:۳۰
روایت عکاس زن از خط مقدم جنگ رمضان: «در تمام مسیر گریه می‌کردم، اما دوربین را رها نکردم»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، در جنگ، «تصویر» قدرتمندتر از «کلام» است. یک عکس می‌تواند افکار عمومی جهان را تغییر دهد، حمایت یا محکومیت بین‌المللی ایجاد کند و یا روحیه نیروهای مستقر در خط مقدم را تقویت کند. عکاس جنگ، از دور به تماشای رنج و ویرانی نمی‌نشیند؛ او با ثبت چهره‌های خسته، نگاه‌های پر از امید یا لحظات وداع، پلی میان «جنگ» و «انسان» می‌سازد. عکس‌ها هستند که به دنیا می‌فهمانند جنگ، صرفاً جابه‌جایی نیروها نیست، بلکه داستان زندگی انسان‌هاست. اگر عکاسان جنگ را «چشم‌های تاریخ» بنامیم، عکاسان «جنگ رمضان»، چشمانی بودند که توانستند «معنویت را در دلِ خشونت» و «آرامش را در میانه‌ آشوب» شکار کنند. آثار آنها تنها گزارشِ عملیات‌ها نیست، بلکه گزارشِ روحِ انسانی است که در سخت‌ترین شرایط، همچنان به دنبال معنا می‌گردد.

عکاسی، یک نوع ایستادگی، شاهد بودن و گاهی خودِ جنگ است. دوربین، تنها چیزی است که اجازه می‌دهد روایت جنگ از دیدگاه «واقعیت» حفظ شود. بدون عکاسانی که در جنگ به عکاسی پرداختند، تاریخ ما تنها مجموعه‌ای از کلمات و د آگاهانه به ۵۰ سال بعد فکر نمی‌کردم اما نگاه به همکارانم به من می‌فهماند که ما در حال ثبت چه تاریخِ سنگینی هستیم. همکارانی را می‌دیدم که از شدت فشار و خستگی، پوست و ظاهرشان هم دیگر توانی نداشت، اما همچنان دست از دوربین نمی‌کشیدند. دیدن آنها به من حسی از افتخار و البته فروتنی می‌داد؛ گاهی حتی از خودم ناراحت می‌شدم و فکر می‌کردم در برابر ایثار آنها کم‌کاری کرده‌ام. آن‌ها تمام توانشان را برای این کشور گذاشته بودند و همین استقامت، خود به خود در عکس‌ها ثبت می‌شد. در واقع، ما با همین سماجت برای ماندن در میدان، داشتیم به نسل‌های آینده می‌گفتیم که این جنگ با چه پوست و گوشت و استخوانی تجربه شده است. آن خستگی ما، بخشی از همان حقیقتی بود که قرار است سال‌ها بعد قضاوت شود؛ روایتی از آدم‌هایی که فرار نکردند تا حقیقت مظلومیت کشورشان در تاریخ گم نشود.

59243

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *