در ادبیات مدیریت، ابهام را اغلب با بحران و بی‌ثباتی یکی می‌گیرند، اما برای یک بنگاه اقتصادی، ابهام معنایی دقیق‌تر دارد: فرو ریختن قطعیتِ مدل ذهنی ما از آینده. مسئله فقط این نیست که نمی‌دانیم چه خواهد شد؛ بلکه نمی‌دانیم کدام قاعده معتبر است، کدام سیگنال قابل اعتماد است و کدام تجربه هنوز قابلیت تعمیم دارد. در چنین فضایی، تصمیم‌گیری دیگر شبیه حل یک معادله نیست؛ بیشتر شبیه حرکت در مه است. بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی سال‌هاست در همین مه فعالیت می‌کنند، اما خطای رایج آن‌ها تلاش برای «خروج سریع» از ابهام است، نه ساختن ظرفیت زیستن در آن. واقعیت این است که مزیت رقابتی امروز، نه پیش‌بینی دقیق آینده، بلکه طراحی سازمانی است که بتواند در دل عدم‌قطعیت تصمیم بگیرد، یاد بگیرد و خود را تنظیم کند؛ بدون آنکه اسیر توهم یقین یا فلج ناشی از تردید شود.

​در ادبیات مدیریtechOrder”: [“html5”, “flash”]
});
}
});
});
–>
<!– –>