
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، هیچ استراحتی در کار نیست. تمام روز را در راه بودهایم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با هیچکس حرف نمیزنند. معلوم است که خیلی خشمگین هستند. حق هم دارند. مهاجرین و انصار بر سر یک دَلو آب، طوری دعوا کردند که گویی هفت پشت با هم غریبهاند. کاش تنها همین بود. در این میان، ابن ابی هم آتشبیار معرکه شد و به ساحت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم جسارت کرد و قسم خورد که مهاجرین را از مدینه بیرون کند. نظام و ساختار سیاسی اجتماعی مدینه که حاصل سالها خون دل خوردن بود، در چشم به هم زدنی داشت از بین میرفت.
بنابر روایت فارس، عناصر نظامها و تشکیلات اعم از عوام و خواص مادامی که همدل و همراه باشند، قدرتمندند و در مقابل چالشهای بیرونی به خوبی میتوانند به اندازه ظرفیت و توان خود مقاومت کنند و نقشآفرین باشند. اما رخنهای کوچک در دل هر ساختاری کافیست تا به موریانههای فرصتطلب، مجالی برای جویدن پایههای انسجام اجتماعی بدهد.
روایت آغازین این نوشته، روایتی از غزوه مُرَیسیع به مکه و مدینه، مسلمانان را پیرامون فتح بیتالمقدس متحد کردند.
موجه یا ناموجه؟
امروز که تاریخ را مطالعه میکنیم، به خوبی میبینیم که چهقدر اختلاف و تفرقه خطرناک است. از آن مهمتر این که امروز دیگر کسی نمیگوید که در آن اختلافات در طول تاریخ، حق با چه کسی بود. موجه بود یا ناموجه؟ حتی موضوع آن هم چندان اهمیتی ندارد. اینجاست که شاید بهتر بتوان سخن حکیمانه رهبر معظم انقلاب را درک کرد: «لازم است تکتک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند.» ۱۴۰۵/۰۳/۰۷
