
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، شبها فقط سریال میبینید و از مخارج و قسطها میگویید؟ شاید شما دیگر زن و شوهر نیستید و خودتان خبر ندارید.
بنابر روایت فارس، آن دوجملهای که خواندید، تلخ است اما واقعیتِ پنهانِ بعضی از خانههای امروز را برملا میکند. بعد از گذشت چند سال از ازدواج، گاهی یادمان میرود که برای چه زیر یک سقف رفتهایم؛ شبها هرکدام گوشهای از مبل لم میدهیم، چشم به صفحه تلویزیون میدوزیم و نهایتِ گفتگویمان، یادآوری قسطِ وام و خریدِ مایحتاجِ فرداست. این دقیقاً همان سرابِ ترسناکی است که در سکوت، ما را از «شریک عاطفی» به دو «هماتاقی» ساده تقلیل میدهد. اما خبر خوب این است که برای بیدارشدن از این خواب زمستانی و احیای طراوت رابطه، راهحل در دلِ همین خانهای است که در آن نشستهاید.
سقوط آرام به دره روزمرگی
ده سال از زیر یک سقف رفتنشان میگذرد. دیگر خبری از آن ذوق و شوق و ساعتها گپزدنِ روزهای اول نیست. ت، ترسها، رؤیاهایی که فراموش شدهاند و خاطرات شیرین گذشته حرف بزنید. میتوانید از سؤالات ساده شروع کنید:
«امروز چه چیزی بیشتر از همه مضطرب یا خوشحالت کرد؟» یا «یادت هست اولین سفری که با هم رفتیم چقدر اتفاقات خندهدار افتاد؟»
شاید در روزهای اول، این ۲۰ دقیقه نگاهکردن به هم و پیداکردنِ حرف برای گفتن، کمی معذبکننده یا سخت باشد. اما تسلیم نشوید. این تمرین، همان پلی است که شما را از جزیره تنهاییتان روی مبل، دوباره به دنیای مشترک و عاشقانه همسرتان وصل میکند. با استمرار در این مهارت، متوجه میشوید که چگونه طراوت به رابطهتان بازگشته و دوباره از دو همخانه خسته، به شریک عاطفی، امن و وفادارِ یکدیگر تبدیل شدهاید. از همین امشب، کمی تلویزیون را خاموش کنید و تاریخِ جدیدی برای عشقِ خود بسازید.
