
از انتخاب رشته تحصیلی و مسیر شغلی گرفته تا نحوه برگزاری مراسمهای آیینی و حتی چیدمان فضای خصوصی، همگی تحت نظارت یک «پلیس نامرئی» به نام «قضاوت دیگران» قرار دارند.
به گزارش خبرنگار مهر، در حالی که در تحلیلهای تاریخی و سیاسی در جوامع مختلف بشری، همواره بر مفهوم استبداد از بالا تمرکز شده است، لایه مخربتری از اقتدارگرایی در بطن روابط اجتماعی جاری است که کمتر مورد نقد قرار میگیرد. این لایه، «استبداد اجتماعی» یا فشار خردکننده توده برای همرنگجویی است. در فضایی که شعار نانوشته «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» به یک مانیفست بقا تبدیل شده، فردیت و خلاقیت نابود میشوند.
استبداد همرنگجویی از کوچکترین ای پویایی است. گذار از جامعهای که برای «چشم دیگران» زندگی میکند به جامعهای که برای «ارزشهای درونی» تلاش میکند، حیاتیترین گام فرهنگی است.
توسعه پیش از آنکه امری اقتصادی باشد، امری فرهنگی و روانی است. استبداد واقعی در نگاههای ملامتگری است که مانع از رشد نطفههای خلاقیت در افراد میشوند. توسعه زمانی رخ میدهد که یک شهروند، با اطمینان کامل بایستد و بگوید: «من اینگونه میاندیشم و اینگونه زندگی میکنم، چون این انتخاب آگاهانه من است.» شکستن بت «قضاوت دیگران»، سختترین اما ضروریترین تحولی است که باید در جان و دل هر جامعهی در حال گذاری رخ دهد تا راه برای درخشش استعدادهای نهفته باز شود.
