
تیم ملی فوتسال، تیم ملی فوتبال ساحلی، تیم ملی فوتسال زنان و پیش از همه اینها تیم فوتبال امید. تیمهای ملی که در تورنمنتهای مهم از ترس مصاف با حریفی نامدار، دست به خودکشی زدهاند.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، فدراسیون فوتبال تحت ریاست مهدی تاج، هیچ شباهتی به اتاقی شیشهای که همه چیز در آن شفاف و واضح باشد، ندارد. در واقع با فدراسیونی مواجهیم که ابعاد عجیبی دارد و گویا جدارههای این اتاق شیشهای، به شدت مات است و همین موضوع بر ابهامات و شائبهها افزوده است.
برای اثبات و تأیید این مهم، موارد نسبتاً پرشماری وجود دارد؛ از آرایی که در کشوهای جادویی خاک میخورد تا قوانینی که ابلاغ میشود، اما اجرا نه. فدراسیونی که با آرا و احکام فرمالیته و تخصیص بودجه به خود از طریق جرایم مالی، در مسیر کاهش ناهنجاریها و زشتیهای فوتبال گام مؤثری برنداشته و حتی معکوس عمل کرده است. البته اگر همه اینها را کنار بگذاریم بازهم ماجرایی قابل توجه وجود دارد که نشان میدهد با چه فدراسیون شگفتانگیزی روبهرو هستیم.
فدراسیونی که در آن، بازندهها تشویق میشوند و آنهایی که با اشتیاق و خود خواسته، گزینه باخت را تیک میزنند، ابقا میشوند و گاهی هم با حمایتهای همهجانبه، ارتقا پیدا میکنند. شاید باورش سخت باشد، اما این دقیقا همان مشی فدراسیون فوتبال در نوع مواجهه با سرمر برای عادی جلوه دادن باخت به میانمار داشتند. حتی مهدی امینی، دروازهبان و کاپیتان وقت تیم ملی امید، تأکید کرد که شکست این تیم مقابل میانمار یک عمل منطقی بوده است!
حال پرسش مهم اما بیپاسخی وجود دارد که نقش فدراسیون فوتبال و در رأس آن مهدی تاج با مربیانی که عامدانه و به شکلی زننده، در میادین و تورنمنتهای بینالمللی، شکست به حریف را برمیگزینند، چیست؟ مربیانی که در راستای نتیجهگرایی، شأن و اعتبار تیمهای ملی که نام «ایران» را دارد، برای اهداف و رزومه خود و البته فدراسیون، نادیده میگیرند. آیا صرف نتیجهگرایی و مهر تأیید موفقیت، تیمهای زیر مجموعه فدراسیون فوتبال را به این سمت، سوق داده و فدراسیوننشینها هم حمایت تمام قدی از آن مربی دارند؟ اینجا سرزمینی است که فوتبال آن با اقلیت برندهها و اکثریت بازندهها، توسعه نمییابد و پیشرفت نمیکند.
