نگاهی به فیلم توقیفی سال ۶۹ مخملباف/اداهای روشنفکری و شعارهای جشنواره‌پسند درباره زنان

و باز نوبت سایه است که شعارهای خوش‌آب‌ورنگ و جشنواره‌خارجی‌پسند سر بدهد: «پس من شدم لاستیک زاپاس! تا وقتی ماشین خوب می‌ره، تو صندوق عقبم. هر وقت پنچر شد عزیز می‌شم. گاهی به خدا می‌گم چرا منو زن آفریدی؟» نتیجه‌گیری‌اش هم دیگر جشنواره‌های خارجی را ذوق‌مرگ می‌کند. چون تیشه‌ای به ریشه ایران و فرهنگش است: «فقط می‌دونم تو جایی که من زندگی می‌کنم، زنا قد مردا آزاد نیستن...»

نگاهی به فیلم توقیفی سال ۶۹ مخملباف/ اداهای روشنفکری و شعارهای جشنواره‌پسند درباره زنان

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، درگذشت محمد کاسبی در روزهای اخیر، خیلی‌ها را به روزهای گذشته و حوزه هنری برد؛ زمانی‌که هنرمندانی مثل کاسبی، مجید مجیدی و محسن مخملباف در تقسیم‌بندی‌های فکری و سیاسی کنار هم قرار می‌گرفتند و هنوز مخملباف ساز جدایی نزده بود.

مخملباف، «شب‌های زاینده‌رود» را بعد از «توبه نصوح»، «دو چشم بی‌سو»، «استعاذه»، «بایکوت»، «دستفروش»، «بایسیکل‌ران» و «عروسی خوبان» ساخت. این‌فیلم‌ها از سال ۶۱ تا ۶۹ ساخته شدند و شب‌های «زاینده‌رود» به‌عنوان هشتمین‌فیلم این‌کارگردان، اثری ۱۰۰ دقیقه‌ای بود که به‌خاطر سانسور، ۳۷ دقیقه‌اش از نسخه اصلی خارج شده و تبدیل به یک‌فیلم ۶۳ دقیp>

شاید کسانی که سال ۱۳۶۹ جلوی پخش این‌فیلم مخملباف را گرفتند، آینده‌اش را در خشت خام می‌دیدند اما به‌هرحال، مخاطبانی هم که از دیدن این‌اثر باز ماندند، به‌جز دیدن بازی خوب منوچهر اسماعیلی و چندنمای خوب از کوچه‌های اصفهان، چیزی را از دست نداده‌اند.

صادق وفایی 

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *