
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سقف اتاق تاریک است، صدای تپشهای تند قلب در گوشمان میپیچد و ذهن، در حالِ محاکمهٔ کسی است که روزها پیش دلمان را شکسته است. وقتی در ساعاتِ پایانیِ شب، بهجای استراحت، کولهبارِ خطاهای دیگران را به دوش میکشیم، در واقع خودمان را در قفسی کوچک و تاریک حبس کردهایم. اینجاست که معجزه و «هنر بخشش» نه بهعنوان یک کوتاهآمدنِ ساده، که بهعنوان بالِ پروازی برای بزرگتر شدنِ خودمان وارد میدان میشود. ما برای درجازدن در کینههای کوچک ساخته نشدهایم؛ ظرفیتِ درونیِ ما به وسعتِ یک اقیانوس است و اقیانوس، با پرتابِ یک سنگریزه، گِلآلود نمیشود. با این نگاه، برای نجات و ارتقای روانِ بیقرارمان دستبهکار میشویم.
چرا کینهها ما را کوچک و آسیبپذیر میکنند؟
وقتی خشم و رنجش را در دل نگه میداریم، آینهی شفافِ قلبمان را کدر میکنیم. مرور مکرر یک خاطره تلخ در تختخواب، سیستم عصبی را در حالت «دفاع و بقا» نگه میدارد. در این وضعیت، ضربان قلب بالا میرود و خوابِ آرام به رویایی دستنیافتنی تبدیل میشود. ما با نگهداشتن بارِ سنگین، از ذهنتان خارج شود.
* گرهزدنِ بخشش به نور: در سکوتِ دلتان بگویید: «من تو را رها میکنم و میبخشم. این گذشت، بازتابِ نوری است که میخواهم در زندگیام جاری باشد.» در دل برای او آرزوی بیداری و آرامش کنید؛ این کار، معجزهوار شما را از سطحِ دعواهای روزمره بالاتر میکشد.
* نفسِ آگاهی: حالا به رختخواب برگردید. حواستان را به دم و بازدم بدهید. با هر بازدم، تصور کنید غباری از قلبتان پاک میشود و با هر دم، نوری تازه به وجودتان میتابد.
فردا صبح، دنیا در برابر چشمانِ شما که حالا صیقلی و شفاف شده، زیباتر خواهد بود. با تمرینِ مداومِ «هنر بخشش»، ما آینهٔ قلبمان را از زنگارِ رفتارِ دیگران پاک میکنیم و به همان انسانِ بااصالتی تبدیل میشویم که قرار است منبعِ آرامشِ زمین باشد. حالا یک نفسِ عمیق بکشید، چشمانتان را به روی تاریکی ببندید و در وسعتِ درونیِ خود غوطهور شوید؛ خوابی عمیق و شیرین در انتظارِ شماست.
منبع:فارس
