
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مصرفگرایی در جهان معاصر تنها یک رفتار اقتصادی ساده نیست، بلکه به یک پارادایم فرهنگی و اجتماعی بدل شده است که تمام شئون زندگی بشر را تحت تأثیر قرار میدهد. بر اساس تحلیلهای استخراج شده از متون پژوهشی و دیدگاههای نخبگان حوزه فرهنگ و اقتصاد، مصرفگرایی را میتوان «اصالت دادن به مصرف» تعریف کرد؛ وضعیتی که در آن کالاها نه برای رفع نیازهای واقعی، بلکه برای کسب هویت، نمایش منزلت اجتماعی و پاسخ به میلهای بیپایانِ بازتولید شده توسط نظام سرمایهداری خریداری میشوند. این پدیده دارای ابعاد چندگانهای است که از روانشناسی فردی تا ساختارهای کلان سیاسی و اقتصادی را در بر میگیرد.
ابعاد فرهنگی و هویتی مصرفگرایی
بنابر روایت مهر، یکی از کلیدیترین ابعاد مصرفگرایی، گذار از «مصرف برای نیاز» به «مصرف برای تظاهر» است. در این ساحت، فرد با کالاهایی که مصرف میکند شناخته میشود. رسانهها و صنایع تبلیغاتی با استفادقتصاد، در مجموع «ضررزننده» است. سودآوری ناشی از مصرفگرایی، سودی گذرا و ناپایدار است که به قیمت تخریب اخلاق، محیط زیست و عدالت اجتماعی به دست میآید.
راهکار گریز از این بنبست، نه توقف مصرف، بلکه تغییر جهت به سمت «مصرف مسئولانه» و تقویت فرهنگ «قناعت مدرن» است. اقتصادی که بر پایه کیفیت، دوام کالا و عدالت در توزیع منابع استوار باشد، بسیار مقاومتر از اقتصادی است که بر پایه تحریک نیازهای کاذب بنا شده است. برای دستیابی به توسعه پایدار، جوامع ناگزیرند تعریفی جدید از رفاه ارائه دهند؛ تعریفی که در آن «کیفیت زندگی» بر «کمیت اشیاء» ارجحیت داشته باشد. تنها در این صورت است که اقتصاد میتواند از دام چرخههای بحرانزای مصرفگرایی رهایی یابد و به جای خدمت به ماشین تولید، در خدمت تعالی انسان قرار گیرد.
