
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، موقعیتی را تصور کنید که ارائه یک پروژه را به اتمام میرسانید، همهچیز خوب پیش میرود، مردم از شما تعریف میکنند، مدیرتان از کارتان راضی است و دادهها هم آن را تایید میکنند.
اما چند ساعت بعد، ذهنتان رهایش نمیکند. لحظهای را که تردید کردید، دوباره مرور میکنید و ذهنتان روی آنچه که میتوانستید متفاوت انجام دهید، قفل میشود.
درمانگران میگویند همه ما این شرایط را داشتهایم: ۱۰۰ کار را درست انجام دهید و مغزتان روی یک کاری که فکر میکنید اشتباه انجام دادهاید، متمرکز میشود. در این لحظات، دقیقاً همان کاری را انجام میدهید که مغزتان سالها برای انجام آن آموزش دیده است: پیدا کردن نقص.
بنابر روایت ایسنا برای دانشمندان، مهندسان، پزشکان، وکلا و دیگر متخصصان تحلیلی با عملکرد بالا، این الگو تقریباً جهانی است. همان ذهنی که به خاطر تشخیص آنچه دیگران درک نمیکنند، تحسین میشود، در پایان ی «تغییر دنده» است.
* قضاوت را با دقت جایگزین کنید: وقتی افکار خودانتقادی به سراغتان میآیند، از خود بپرسید: آیا این را به کسی هم که برایش احترام قائلم میگویم؟ اگر پاسختان منفی است، این فکر را مانند دادههای ناقص در نظر بگیرید و آن را اصلاح کنید. به دنبال شواهد باشید، توضیحات جایگزین را در نظر بگیرید و همان انصافی را که برای یک همکار یا دوست خرج می کنید، به خودتان نیز بدهید.
* با احساسات مانند مشکلاتی که باید حل شوند رفتار نکنید: غم، ناامیدی، یاس – اینها بخشهای عادی زندگی هستند، نه مشکلاتی که باید حل شوند. به خودتان اجازه دهید آنها را احساس کنید، مدتی با آنها بنشینید و سعی نکنید هر احساسی را به چیزی برای «حل کردن» تبدیل کنید.
