
به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت: او سپس با انتقاد از برخی رویهها در رسانه ملی افزود: «متاسفانه چندین بار شاهد ارایه تحلیلها و روایتهایی از برخی موارد در رسانه ملی هستیم که میتواند تصویری غیرواقعی از شرایط کشور ایجاد کند. این موضوع نیازمند بازنگری جدی است.»
این اظهارات را باید فراتر از یک تذکر مقطعی دید؛ هشدار درباره یک مساله ساختاری است: فرسایش مرجعیت رسانهای صداوسیما. رسانهای که در لحظههای بحرانی باید «منبع معتبر و مرجع رسانهای کشور» باشد، وقتی متهم به تولید «تصویر غیرواقعی» میشود، یعنی شکاف میان آنچه در جامعه رخ میدهد و آنچه از قاب رسمی روایت میشود، به سطحی رسیده که حتی در سطح عالی اجرایی کشور نیز قابل انکار نیست.
پرسش اصلی این است: صداوسیما قرار است روایتگر واقعیت باشد یا تولیدکننده نسخه مطلوب از واقعیت؟ این پرسش نه یک جدل نظری، بلکه معیار سنجش کارکرد رسانه در جامعه امروز است.
مخاطب، بهویژه در بزنگاههای سیاسی، اجتماعی و امنیتی، از رسانه ملی انتظار اطلاعرسانی دقیق دارد، نه مدیریت ادراک باکند، زیرا جامعهای که خود را در رسانه رسمی بازنماییشده نبیند، احساس تعلقش به نهادهای مشترک و نمادهای ملی تضعیف میشود و شکاف «رسانه-جامعه» به شکافی عمیقتر در سطح «هویت جمعی» بدل خواهد شد.
«قطع پخش» ممکن است یک تصمیم لحظهای در اتاق فرمان باشد؛ اما «قطع اعتماد» حاصل انباشت تصمیمهایی است که در نهایت یک رسانه را از کارکرد ملیاش تهی میکند. صداوسیما اگر میخواهد از این چرخه فرساینده خارج شود، راهی جز بازگشت به استانداردهای حرفهای روزنامهنگاری -واقعیتمحوری، شفافیت، پاسخگویی و پذیرش جامعه متکثر- پیش رو ندارد.
در غیر این صورت، هر چه بیشتر بر ساختن تصویر غیرواقعی اصرار شود، واقعیت جامعه راه خودش را از مسیرهای دیگر پیدا خواهد کرد و آن وقت، رسانه ملی میماند و قاب بزرگی که مخاطبش از آن عبور کرده است.
17302
