
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، علاوه بر فرماندهان و نیروهای نظامی، روایتهای دیگری را نیز در دل خود ثبت کرد؛ روایت خانوادههایی که در میانه حملات رژیم صهیونیستی قربانی شدند و نامشان در حافظه این روزها باقی ماند. در میان این نامها، «شهیده ریحانه سادات ساداتی ارمکی» نوجوان ۱۴ سالهای بود که زندگیاش با کتاب، فعالیت فرهنگی، دغدغههای اجتماعی و باورهای مذهبی گره خورده بود.
ریحانه در خانوادهای علمی و فرهنگی رشد کرده بود. پدرش سید مصطفی ساداتی ارمکی از پژوهشگران حوزه هستهای و مادرش فهیمه مقیمی معلم معارف اسلامی بود. او در کنار درس و فعالیتهای روزمره نوجوانانه، به مطالعه، تولید محتوای فرهنگی در فضای مجازی و مسائل اجتماعی نیز توجه داشت و تلاش میکرد دغدغههایش را با همنسلان خود به اشتراک بگذارد.
بنابر روایت ایکنا، در جریان حملات رژیم صهیونیستی به تهران، خانواده ساداتی برای دور ماندن از فضای ناامن شهر در منزل بستگان حضور داشتند، اما ساعاتی بعد، انفجار جنگی و کشتار غیرنظامیان در جنگهای تحمیلی آشنا کنند؛ ابعادی که در بسیاری موارد تنها بهصورت محدود و غیرمستقیم قابل انتقال است.
هرچند بدیهی است که چنین آثاری تنها بخشی از این رخدادها و نقضهای آشکار حقوق بشر را بازتاب میدهند و امکان ثبت همه ابعاد آن وجود ندارد، اما هرگونه تلاش برای مستندسازی و روایت این وقایع ارزشمند و قابل تقدیر است.
* اگر بخواهید ریحانه سادات را در یک جمله به نوجوانان معرفی کنید، آن یک جمله چه خواهد بود؟
ریحانهسادات، تصویر ناتمامی از شادی، زندگی و زیبایی بود؛ حضوری که نهتنها در ذهن و خاطره کسانی که او را میشناختند باقی مانده، بلکه در آینده نیز در ذهن هر مخاطبی که با روایت زندگیاش آشنا شود، ریشه خواهد دواند.
