یک اتفاق عجیب/ ربودن دختر طلافروش برای۲‌میلیارد تومان؛ آدم ربا از المیرا خواسته بود با او ازدواج کند اما…

به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: او گفت: «دخترم صبح امروز برای دیدن دوستش از خانه خارج شد اما دیگر برنگشت. چند باری هم با تلفن همراهش تماس گرفتم اما پاسخ نداد. تا اینکه ساعتی قبل مردی از تلفن همراه دخترم تماس گرفت و مدعی شد که او را ربوده و برای آزادی‌اش دو میلیارد تومان می‌خواهد. من توانایی پرداخت دو میلیارد را دارم اما می‌ترسم بعد از پرداخت این پول دخترم را آزاد نکند و بلایی سرش بیاورد.»

۲۰ خرداد ۱۴۰۵ – ۰۷:۳۵
یک اتفاق عجیب/ ربودن دختر طلافروش برای۲‌میلیارد تومان؛ آدم ربا از المیرا خواسته بود با او ازدواج کند اما...

به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: او گفت: «دخترم صبح امروز برای دیدن دوستش از خانه خارج شد اما دیگر برنگشت. چند باری هم با تلفن همراهش تماس گرفتم اما پاسخ نداد. تا اینکه ساعتی قبل مردی از تلفن همراه دخترم تماس گرفت و مدعی شد که او را ربوده و برای آزادی‌اش دو میلیارد تومان می‌خواهد. من توانایی پرداخت دو میلیارد را دارم اما می‌ترسم بعد از پرداخت این پول دخترم را آزاد نکند و بلایی سرش بیاورد.»

به دنبال شکایت مرد جوان، تحقیقات برای آزادی المیرا آغاز شد. در نخستین گام کارآگاهان پلیس آموزش‌های لازم را به مرد طلافروش داده و از او خواستند با آدم‌ربا قرار بگذارد.

سه روز بعد وقتی مرد ثروتمند به محل قرار در یکی از مناطق شمال پایتخت رفت هر چه منتظر ماند، کسی به محل نیامد اما در همین زمان به پلیس خبر رسید که یک تصادف شدید بین دو خودروی پرشیا و ال 90  در همان حوالی رخ داده و راننده پرشیا فرار کرده است اما از داخل صندوق عقب خودروی او صدای یک زن شنیده می‌شود.

 به دنبال این گزارش، اکیپی از مأم و قماربازی بازداشت شده‌ام. المیرا در محل ما زندگی می‌کرد و  وضع مالی خوبی داشت. با خودم گفتم اگر با او ازدواج کنم، وضع مالی‌ام خوب می‌شود؛ به همین دلیل از او درخواست ازدواج کردم. اوایل اصلاً به من جواب نمی‌داد اما انقدر اصرار کردم تا با هم ملاقات کردیم.»
المیرا می‌دانست که خلافکاری؟
نمی‌دانست ولی یکی از دوستانش مرا می‌شناخت وقتی ما را با هم در کافه دید، به المیرا گفته بود من خلافکارم و بهتر است رابطه‌اش را با من قطع کند.
چرا او را ربودی؟
وقتی المیرا به من جواب رد داد، تصمیم گرفتم با ربودنش از خانواده‌اش اخاذی کنم. یک روز با ماشینی که سرقتی بود راهش را سد کردم و با تهدید او را داخل صندوق عقب خودرو انداختم بعد با تلفن خودش با پدرش تماس گرفتم و درخواست دو میلیارد تومان کردم.

17302

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *