هاجر خرقانی
است از جریان هولوکاست جان سالم به در ببرد و به ایالات متحده مهاجرت کند. زمینهٔ فلسفه و آثار او حول موضوعاتی همچون دموکراسی مستقیم یا اقتدارگرایی و تمامیتخواهی حکومتهای استبدادی است.
ما که آزادی عمل و کرامتمان را مدیون انقلاب و لذا بنای نهادهای سیاسی کاملا جدید هستیم، باید همواره نقش مهم انقلاب در زندگی ملت ها را به خاطر داشته باشیم. انقلاب چه با ساخت فضایی جمعی برای آزادی به ثمر نشسته باشد و چه برای کسانی که خطرش را به جان خریده یا برخلاف میل و انتظارشان در آن سهیم شده اند یا راه به فاجعه برده باشد، معنایش جامه عمل پوشاندن به یکی از بزرگترین و اساسی ترین امکان های بشری است: تجربه یکتای آزاد بودن برای رقم زدن آغازی نو که نتیجه اش حس غرور از گشودن دروازه های جهان به روی نظم جدید دوران است. سلسله انقلاب ها که خوب یا بدْ تبدیل به مشخصه جهان ما شده اند، همواره فوران آغازهای نو را از دل سیر مستمر و موقت تاریخ به تصویر می کشند.
