
به گزارش خبرنگار اجتماعی تابناک، اظهارات رئیس جمهور درباره صداقت و ارتباط با مردم، و این که موضوعات را به طور واضح با مردم در میان باید گذاشت، به هر دلیلی و ظاهرا بیش از هر زمان دیگری در بین مخاطبان مصاحبه تلویزیونی، پذیرفتنی به نظر می رسد.
از بین همه دلایل احتمالی در این باره، همچنان شخصیت صمیمی و بی آرایه یک فوق تخصص قلب، استاد نهج البلاغه، مسلط به چندین زبان مهم دنیا و رئیس جمهور اسلامی ایران است که احتمالا هر کدام از این عناوین را هم اگر نداشت، اما همین شخصیت و مرام فعلی اش را با خود به همراه داشت.
اما در این بین یک چالش مهم وجود دارد؛ همه روسای جمهور و حتی مسئولین رده ه های پایین تر از رئیس جمهور، همواره از مردم و جامعه سخن گفته اند. از کرامت مردم، از دولت مردم، از توجه به مردم، از حق مردم، از سفر به میان مردم و …
چرایی یک دلهره
آنچه جامعه ایرانی را با شنیدن چنین صحبتهایی از چنان مقامی، به سمت دلهره می برد، پیشینه و سابقه ای است که از آن، در یاد دارد.
آقای رئیس جمهور حتما متوجه هستند که امروز، شرایط و حال موجود ما، ثمره همان با مردم و برای مردم بودن ها و نتیجه حرمت هایی است که پیشینیان، بر ما قائل بوده اند!
همه آن حرف ها، شرایط امروز را برای مر مردمی بودن، در میان مردم بودن و با مردم بودن بود که همواره نسبت به آن به همه همکارانم تأکید داشتهام…برخی ما را ملامت کردند که حضور در استانها یا در میان مردم چه ثمراتی دارد، به نظرم این افراد تجربه حضور در بین مردم را ندارند و لذت این حضور را نچشیدهاند. حقیقتاً با مردم و در میان مردم بودن و مدیریت میدانی با مدیریت کارتابلی تفاوت دارد. فرق میکند که انسان پشت میز بنشیند و بخواهد مدیریت کند یا در میدان حضور پیدا کند و وضع مردم را ببیند؛ از سخن آنها آگاه و از نزدیک با مشکلات و مسائل مردم در اقصی نقاط کشور آشنا شود.
با مردم بودن و مشکلات مردم را از نزدیک احساس کردن در دولت مردمی یک اصل و تغییر رویکرد به حساب میآید و همواره به دولتمردان هم تأکید شده که باید این نگاه را به مردم داشته باشند.»
