دینداری‌ای که جایش را به طبقه داد

جامعه ایرانی، برخلاف پیش‌بینی نظریه‌های کلاسیک سکولاریزاسیون، با گسترش شهرنشینی و رفاه، دین را کنار نگذاشته؛ آن را بازآرایی کرده است. نظام جمهوری اسلامی نیز از همان ابتدا این واقعیت را دریافته بود که دینداری در جامعه‌ای در حال توسعه، لزوماً یک‌شکل و یک‌سطح باقی نمی‌ماند

جامعه ایرانی، برخلاف پیش‌بینی نظریه‌های کلاسیک سکولاریزاسیون، با گسترش شهرنشینی و رفاه، دین را کنار نگذاشته؛ آن را بازآرایی کرده است. نظام جمهوری اسلامی نیز از همان ابتدا این واقعیت را دریافته بود که دینداری در جامعه‌ای در حال توسعه، لزوماً یک‌شکل و یک‌سطح باقی نمی‌ماند

دینداری‌ای که جایش را به طبقه داد
<!– –>
<!– –>
<!– –>

هر بار که از احمدآباد به پایین شهر مشهد حرکت می‌کنم، چیزی بیش از تغییر معماری و قیمت مسکن حس می‌کنم؛ گویی از یک اقلیم اجتماعی وارد اقلیمی دیگر می‌شوم. این تفاوت را اغلب با زبانی ساده‌انگارانه توضیح می‌دهند: پایین‌شهر دین‌دار است، بالاشهر بی‌دین. این تحلیل نه‌تنها سطحی است، بلکه از منظر جامعه‌شناسی دین، گمراه‌کننده هم هست. آنچه در بالاشهر مشهد رخ داده، افول دین نیست؛ جابه‌جایی کارکرد اجتماعی آن است.

منبع  : پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *