گاهی وقتا واسه خودت دلت تنگ میشه نمیدونی که چه مرگته چه دردی داری حتی دوس داری که برگردی به ۱۰ سال قبلت شبایی که فکروخیال کمتر داری از همه دورو برم . عالمو آدم خستم از غروب جمعه و نم نم بارون خستم آدما میان و میرن از دلم به سادگی در قلبمو دیگه به روی هرکی بستم
توی این سینه پر از درده پر از زخمه زبون اما باز ادامه میدم نمیخوام کم بیارم دست به زانو هی بلند میشم تکو تنهام هنوز روزا سخت میگذرن اما من به روم نمیارم لحظه لحظه زندگیمو هی مرور کردم ندیدم سر پناه مو به مو یادم میاد که زندگی چی کارا کرده با دلم خستم از تنهایی و سردرگمی هرچی بگم بازم کمه از قوی بودن و مرد روزای سختی که میگفتن نگم ((((بندای کفشامو محکمتر میبندم بی دریغ از مسیر سختی که جلومه باید بگذرم….))))