توقیف برنامه «درجام» را نمیتوان صرفاً در حد توقف یک برنامه یا حذف قسمت پایانی یک محصول نمایش خانگی دید. فارغ از اینکه مبنای دقیق قضایی این تصمیم چه بوده و کدام بخش از برنامه در نهایت به صدور دستور توقیف منجر شده است، این اتفاق بار دیگر یک سؤال قدیمی اما جدی را درباره وضعیت محتوای تولیدشده در پلتفرمها مطرح میکند؛ آزادی عمل در نمایش خانگی تا کجا ادامه دارد و مرز مسئولیت تولیدکننده از کجا آغاز میشود؟
از خلاقیت تا قبحشکنی/ روایت عادیسازی رفتارهایی که نباید عادی شوند
توقیف برنامه «درجام» را نمیتوان صرفاً در حد توقف یک برنامه یا حذف قسمت پایانی یک محصول نمایش خانگی دید. فارغ از اینکه مبنای دقیق قضایی این تصمیم چه بوده و کدام بخش از برنامه در نهایت به صدور دستور توقیف منجر شده است، این اتفاق بار دیگر یک سؤال قدیمی اما جدی را درباره وضعیت محتوای تولیدشده در پلتفرمها مطرح میکند؛ آزادی عمل در نمایش خانگی تا کجا ادامه دارد و مرز مسئولیت تولیدکننده از کجا آغاز میشود؟
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک؛ نمایش خانگی طی سالهای گذشته توانسته بخش قابل توجهی از مخاطبان را به خود جذب کند. این اتفاق در ذات خود مثبت است؛ چرا که رقابت میان پلتفرمها میتواند به افزایش کیفیت، تنوع و خلاقیت در تولید محتوا منجر شود. اما رقابت برای جذب مخاطب، اگر بدون چارچوب مشخص پیش برود، ممکن است به رقابتی برای شکستن مرزها تبدیل شود؛ مرزهایی که شاید در ابتدا کوچک به نظر برسند، اما تکرارشان به مرور حساسیت جامعه را نسبت به همان رفتارها کاهش میدهد.
مسئله اصلی دقیقاً همینجاست: قبحزدایی معمولاً یکباره اتفاق نمیافتد. هیچ جامعهای صبح از خواب بیدار نمیشود و ناگهان متوجه نمیشود که تمام مرزهای فرهنگیاش تغییر کرده است. این اتفاق معمولاً از مسیر تکرار رخ میدهد؛ یک شوخی که زمانی نامتعارف تلقی میشد، بار دیگر با شدت بیشتری تکرار میشود؛ یک رفتار که زمانی نیازمند ملاحظه بود، کمکم به بخشی عادی از یک برنامه تبدیل میشود و پس از مدتی، اعتراض به آن عجیبتر از خود رفتار به نظر میرسد. این همان نقطهای است که باید نسبت به آن حساس بود.
این نکته درباره پلتفرمها اهمیت بیشتری دارد. مخاطب، خصوصاً مخاطب نوجوان و جوان، بارها و بارها با یک الگوی رفتاری مواجه میشود و تکرار یک رفتار در محتوای سرگرمکننده میتواند به مرور حساسیت او نسبت به آن رفتار را کاهش دهد. بنابراین مسئله فقط این نیست که «مخاطب چرا این را میپسندد؟» سؤال مهمتر این است که ما چه چیزی را آنقدر تکرار میکنیم که فردا مخاطب آن را طبیعی بداند؟
تعهد، فقط یک امضا روی کاغذ نیست
شاید مهمترین هشدار در ماجرای «درجام» نه درباره یک برنامه مشخص، بلکه درباره روندی باشد که اگر جدی گرفته نشود، میتواند به تدریج دامنه بیشتری پیدا کند. قبحزدایی همیشه با یک اتفاق بزرگ شروع نمیشود. گاهی مجموعهای از اتفاقات کوچک است که کنار هم قرار میگیرند و مرزهای ذهنی جامعه را جابهجا میکنند.
امروز ممکن است یک شوخی صرفاً یک شوخی باشد؛ فردا همان شوخی تبدیل به الگو شود و مدتی بعد، اعتراض به آن غیرعادی جلوه کند. اینجاست که مسئولیت پلتفرمها، تهیهکنندگان، کارگردانان، مجریان و البته نهادهای تنظیمگر جدیتر میشود. نمایش خانگی اگر قرار است بخشی از آینده رسانه ایران باشد، باید بتواند میان سرگرمی و مسئولیت، آزادی و قانون، خلاقیت و اخلاق تعادل برقرار کند. توقیف یک برنامه شاید پایان یک پرونده باشد، اما نباید پایان گفتوگو درباره مسئلهای باشد که پشت آن قرار دارد.
