افرادی که می‌توانستند ثروتمند شوند اما ترجیح دادند دنیا را جای بهتری کنند (+عکس)

از واکسن فلج اطفال تا کد‌های وب؛ داستان واقعی نوابغی که به ثروت و پاداش‌های کلان مالی پشت کردند تا اختراعاتشان رایگان بماند.

تاریخ انتشار: ۰۱:۳۰ – ۲۵-۰۶-۱۴۰۵

2

از واکسن فلج اطفال تا کد‌های وب؛ داستان واقعی نوابغی که به ثروت و پاداش‌های کلان مالی پشت کردند تا اختراعاتشان رایگان بماند.

دنیایی را تصور کنید که برای هر بار کلیک روی یک لینک در وب، باید چند سنت عوارض می‌پرداختید؛ یا انسولین آن‌قدر گران بود که دیابت، حکمی برابر با مرگ تدریجی داشت. در دنیای امروز که غول‌های فناوری سر رنگ یک دکمه یا لوگوی یک اپلیکیشن میلیاردی دعوای حقوقی به راه می‌اندازند، همه‌چیز حول انحصار و سندزدن نوآوری‌ها می‌چرخد.

به گزارش زومیت، اما گاهی خالقان حیاتی‌ترین دستاوردهای بشر، کنترل انحصاری دستاوردهایشان را کنار گذاشته‌اند تا زندگی سایر مردم را بهتر کنند؛ افرادی که درست در لحظه‌ی رسیدن به قله، بزرگ‌ترین چک‌های سفید امپراتوری مالی خود را پاره کردند.

از فیزیک‌دانی که تصویر استخوان‌های دست همسرش را دید اما حاضر نشد روی اشعه‌ی ایکس حسابی باز کند، تا پزشکی که پتنت واکسن فلج اطفال را مثل مالکیت بر خورشید غیرقابل‌فروش دانست؛ برخی نوابغ نه قدیس بودند و نه انسان‌هایی بی‌نیاز؛ فقط تصمیم گرفتند درها را برای همیشه به روی تمام بشریت باز بگذارند. 

فردریک بنتینگ؛ کاشف انسولین، داروی حیاتی در ازای سه اسکناس یک‌دلاری

اوایل دهه‌ی ۱۹۲۰، ابتلا به دیابت نوع یک به معنای آغاز مرگی آهسته بود. پزشکان برای طولانی‌ترکردن عمر بیماران، رژیم‌هایی تجویز می‌کردند که روزانه چند صد کالری به بدن می‌رساند. کودکان نحیف می‌شدند؛ اما گرسنگی فقط اندکی مرگ را عقب می‌انداخت.

فردریک گرانت بنتینگ، پزشک جوان کانادایی، ایده‌ای برای استخراج ماده‌ای از لوزالمعده در سر داشت که قند خون را تنظیم می‌کرد. دانشگاه تورنتو فضایی برای آزمایش در اختیارش گذاشت و چارلز بست، دانشجوی پزشکی، دستیارش شد. جیمز کولیپ، زیست‌شیمی‌دان، سرانجام توانست عصاره‌ی به‌دست‌آمده را برای استفاده‌ی انسانی خالص کند.

چارلز بست در سمت چپ و فردریک بنتینگ در سال ۱۹۲۴Hulton Archive via Getty Images
چارلز بست در سمت چپ و فردریک بنتینگ در سال ۱۹۲۴Hulton Archive via Getty Images

نخستین بیمار آن‌ها لئونارد تامپسون، نوجوانی ۱۴ساله بود. اولین تزریق نتیجه‌ی مطلوبی نداشت و واکنشی نامناسب در بدنش ایجاد کرد. کولیپ روش تصفیه را بهبود داد و تزریق بعدی قند خون و علائم خطرناک بیماری را به‌شدت کاهش داد.

ماده‌ای که مدتی بعد انسولین نام گرفت، دیابت را از بیماری‌ای که قربانیانش را در مدت کوتاهی می‌کشت؛ به وضعیتی قابل‌کنترل تبدیل کرد.

دکتر بنتینگ و تیمش متوجه شدند با مسئله‌ای فراتر از کشف علمی مواجه‌اند. تقاضا برای انسولین به‌سرعت افزایش می‌یافت و تولید نامنظم یا فرآورده‌ی ناخالص می‌توانست جان بیماران را به خطر بیندازد. اگر حقوق پتنت کارشان را برای خود نگه می‌داشتند، به قدرت و ثروت قابل‌توجهی می‌رسیدند.

آزمایشگاه فردریک بنتینگ و چارلز بست در دانشگاه تورنتوUniversity of Toronto Archives / Nobel Prize
آزمایشگاه فردریک بنتینگ و چارلز بست در دانشگاه تورنتوUniversity of Toronto Archives / Nobel Prize

سال ۱۹۲۳ بنتینگ، بست و کولیپ حقوق پتنت را در ازای مبلغ نمادین یک دلار برای هر نفر به دانشگاه تورنتو واگذار کردند. دانشگاه نیز به داروسازان مختلف مجوز داد تا انسولین را در مقیاس بالا تولید کنند.

بنتینگ عمیقا باور داشت که این کشف بزرگ به تمام بشریت تعلق دارد و تقریبا یک قرن بعد، انسولین هنوز برای زندگی میلیون‌ها نفر ضروری است. بااین‌حال، نخستین پتنت انسولین نه وسیله‌ای برای تصاحب بازار، بلکه ابزاری برای گسترش تولید و کنترل کیفیت شد.

بنتینگ می‌توانست صاحب دارویی باشد که بیماران بدون آن می‌مردند؛ ولی ترجیح داد سهمش از مالکیت انسولین یک دلار باقی بماند.

یوناس سالک؛ کاشف واکسن فلج اطفال، مردی که خورشید را به نام خود سند نزد

منبع  : عصر ایران

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *