۰۵:۰۰
امروز تشخیص خبر واقعی از خبر ساختگی در فضای مجازی، برای بسیاری از کاربران به مسئلهای جدی تبدیل شده است. تصویری میبینیم، خبری میخوانیم یا مطلبی را از یک حساب ظاهرا معتبر دریافت میکنیم، اما نمیدانیم چه کسی آن را ساخته، با چه هدفی منتشر کرده و تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
امروز تشخیص خبر واقعی از خبر ساختگی در فضای مجازی، برای بسیاری از کاربران به مسئلهای جدی تبدیل شده است. تصویری میبینیم، خبری میخوانیم یا مطلبی را از یک حساب ظاهرا معتبر دریافت میکنیم، اما نمیدانیم چه کسی آن را ساخته، با چه هدفی منتشر کرده و تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد. مسئله فقط انتشار دروغ نیست؛ وضعیتی است که در آن دروغ و واقعیت آنقدر در کنار هم قرار میگیرد که مخاطب دیگر به هیچکدام اعتماد نمیکند. وقتی حساب جعلی میتواند جای یک فرد واقعی بنشیند، هوش مصنوعی میتواند بهجای انسان بنویسد و یک روایت سازمانیافته میتواند خود را خبر مستقل جا بزند، نتیجه فقط گمراهشدن افکارعمومی نیست؛ فرسایش اعتماد به کل فضای اطلاعرسانی است. این همان نقطهای است که جنگ روایتها دیگر به سود هیچکس تمام نمیشود؛ چون جامعهای که نتواند میان واقعیت و جعل، و گزارش و عملیات روانی تمایز بگذارد، اصل اعتماد را از دست میدهد.
گزارش اخیر شرکت آنتروپیک، از شرکتهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی و سازنده مدل زبانی «کلود»، نمونههای مشخصی از این روند را نشان میدهد. این شرکت در گزارشی که فعالیتهای شناساییشده بین دسامبر ۲۰۲۵ (آذر ۱۴۰۴) تا اوت ۲۰۲۶ (مرداد ۱۴۰۵) را بررسی کرده، از چند عملیات مرتبط با ایران سخن گفته است؛ از عملیات تبلیغاتی نهادهای داخلی گرفته تا فعالیت منتسب به دشمنان نظام اسلامی و مجموعهای از اقدامات نظارتی و سایبری.
در یک نمونه، آنتروپیک از سه مجموعه و نهاد مرتبط با ساختار تبلیغات سیاسی داخلی نام برده است که به گفته این شرکت، از هوش مصنوعی برای طراحی کارزارهای ایدئولوژیک، ساخت شخصیتهای جعلی، شناسایی مخاطبان هدف و برنامهریزی انتشار محتوا استفاده میکردند. اما شاید بخش مهمتر ماجرا، شیوه توزیع این محتوا باشد. گزارش میگوید بخشی از مطالب، پس از آنکه گزارشهای رسمی برای گروههای مختلف مخاطبان بازنویسی میشد، بدون اعلام منشأ حکومتی منتشر میشد، بهگونهای که مخاطب تصور کند با نوشته یک خبرنگار مستقل یا یک شهروند عادی روبهرو است. این محتوا نیز قرار بوده بهصورت هماهنگ و همزمان در شبکهها و پیامرسانهای مختلف و به چند زبان منتشر شود. رسانه حق دارد تحلیل کند، از سیاستی دفاع کند و حتی برای اقناع مخاطب تلاش کند؛ اما این حق، شامل فریب مخاطب درباره هویت و منشأ پیام نمیشود. وقتی نهادی، پیام خود را با هویت جعلی منتشر میکند، در واقع بخشی از سرمایه اعتماد عمومی را هزینه میکند. مشکل اینجاست که اعتماد، برخلاف یک پیام تبلیغاتی، با دستور و بودجه قابل تولید نیست. اگر مخاطب به این نتیجه برسد که بخشی از آنچه به نام خبرنگار، شهروند یا کاربر عادی میبیند، در واقع محصول یک عملیات سازمانیافته و پنهان است، مرز میان اطلاعرسانی، تبلیغات و فریب از میان میرود. در چنین شرایطی حتی پیام درست و صادقانه نیز با تردید مواجه میشود. اما این فقط یک سوی ماجراست. گزارش آنتروپیک، عملیات دیگری را نیز به شبکهای وابسته به دشمنان نظام از جمله سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت (منافقین) نسبت میدهد. در این پرونده، از جعل هویت یک فعال واقعی، تقلید سبک نوشتاری او با استفاده از هزاران پُست قبلی، ایجاد حساب مشابه و گفتوگوی سیاسی با مخاطبان بدون اطلاع آنان از ماهیت ساختگی حساب، سخن گفته شده است. همچنین از جمعآوری اطلاعات صدها کانال ریز و درشت، طبقهبندی افراد بر اساس ویژگیهای مختلف و تولید شخصیتهای مجازی برای تبلیغات سیاسی گزارش شده است. امروز میتوان با هوش مصنوعی متنی تولید کرد که لحن یک روزنامهنگار را تقلید کند، تصویر انسانی را ساخت که هرگز وجود نداشته، صدایی را شبیهسازی و ویدئویی تولید کرد که مخاطب عادی بهسادگی نتواند جعلیبودن آن را تشخیص دهد و حتی حسابهایی ساخت که ظاهرا متعلق به افراد واقعی با دیدگاههای مختلف هستند. گزارش آنتروپیک نیز نشان میدهد هوش مصنوعی الزاما تهدیدهای کاملا جدیدی ایجاد نکرده، بلکه سرعت، مقیاس و عمق عملیات موجود را افزایش داده است. این تحول، بیش از آنکه مسئله فناوری باشد، مسئله اعتماد است.
