جنگ شناختی ترامپ در مرحله پساجنگ

آنچه در ظاهر «درخواست صلح» عنوان شده، در واقع بخشی از مرحله دوم عملیات استراتژیک آمریکاست که از فضای نظامی وارد میدان ذهن‌ها و روان جامعه ایران شده است.
جنگ شناختی ترامپ در مرحله پساجنگ
آنچه در ظاهر «درخواست صلح» عنوان شده، در واقع بخشی از مرحله دوم عملیات استراتژیک آمریکاست که از فضای نظامی وارد میدان ذهن‌ها و روان جامعه ایران شده است.

خبرگزاری آنا – محمدرضا علیخانی کارشناس رسانه، در حالی که پس از دوازده روز جنگ نظامی و تبادل ضربات میان ایران و رژیم صهیونیستی، با ورود فریبکارانه ایالات متحده و پذیرش اجباری ترامپ برای آتش‌بس، وقفه‌ای موقت در تنش‌ها شکل گرفت، شواهد گویای آغاز مرحله جدیدی از تقابل است: جنگی از جنس رسانه، روایت، عملیات روانی و اثرگذاری شناختی بر ذهن مردم.

 آنچه در ظاهر «درخواست صلح» عنوان شده، در واقع بخشی از مرحله دوم عملیات استراتژیک آمریکاست که از فضای نظامی وارد میدان ذهن‌ها و روان جامعه ایران شده است. در ادبیات استراتژیک پنتاگون و ارتش آمریکا، «جنگ شناختی» یا Cognitive Warfare به عنوان نوعی از نبرد غیرنظامی تعریف می‌شود که هدف آن نه تصرف سرزمین، بلکه تسلط بر تفکر و ادراک ملت‌هاست. در این نوع جنگ، از ابزارهایی، چون رسانه، شبکه‌های اجتماعی، تصویرسازی، عملیات روانی و داده‌سازی هدفمند استفاده می‌شود تا مقاومت داخلی در کشور هدف تضعیف شود و مردم دچار بی‌اعتمادی، تفرقه یا خستگی روانی گردند.

مؤسسات پژوهشی مرتبط با وزارت دفاع آمریکا مانند RAND Corporation و Atlantic Council در گزارش‌های متعدد، بر اهمیت این جنگ نرم تأکید کرده‌اند. تکنیک‌هایی نظیر «آبشار دروغ» (Firehose of Falsehood)، «دوگانه‌سازی ساختگی» (False Dilemma)، «ایجاد ناسازگاری ذهنی» (Cognitive Dissonance)، «شک‌افکنی به نهادها» (Institutional Doubt Injection) و «ساختن چهره‌های دروغین نجات‌بخش» از ابزار‌های اصلی این نوع جنگ روانی است.

منبع  : خبرگزاری آنا

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *