به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، حاجی نسیم معروف به «انجنیر نصرت» (مهندس نصرت) از مهاجران افغانستانی است که در دوران دفاعمقدس به ایران آمد و در جبههای نبرد، حاضر شد. او درباره نحوه آمدنش به ایران میگوید: یکی از ریشسفیدان محل، آقا سید حسین سنگلاخی، صبح زود به خانه ما آمد و پدرم گفت: «هرچه زودتر نسیم را از کابل خارج کنید. ممکن است فردا همین آدمهای بدذات (بدخواه) برایش مشکلی بسازند و دستگیرش کنند. آنگاه من که ریشسفید محلم، شرمنده شما میشوم.» حدود پنج روز در کابل ماندم، ولی بعد، به سفارش پدرم ناگزیر، راه مهاجرت به ایران را پیش گرفتم؛ چون اوضاع روزبهروز سختتر و ناامنتر میشد.

چرا نشستهای؟
سال ۱۳۵۹ پس از ورود به ایران، به تهران آمدم. در تهران کسی را نمیشناختم. نه دوستی داشتم، نه فامیلی؛ تنهای تنها حوالی پارک ساعی در رستورانی کار میکردم. یادم نیست چند ماه از ورودم به ایران گذشته بود که رژیم بعث عراق به ایران حمله کرد و چند شهر را به آتش کشید. خاطرم نیست چند روز از جنگ گذشته بود که خواب دیدم در اتاقی نشستهام و حضرت امام خمینی وارد شد. حضرت امام با دست به شانهام زد و گفت: «چرا نشستهای و به جنگ نمیروی؟» سه بار تکرار کرد.
از خواب بیدار شدم و تا صبح خوابم نبرد. خدا میداند آن شب را چگونه به صبح رساندم. آن زمان با احزاب جهادی افغانستان ارتباط نداشتم و برای ثبتنام و رفتن به جبهه راهنمایی نشده بودم. فقط میدانستم که شیعه هستم و مقلد حضرت امام خمینی و این حس به من جرئت میداد.

