یکی از چالشهای مهم آموزش عالی، فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیاز واقعی بازار کار است. به همین دلیل، «تعداد فارغالتحصیلان» بهتنهایی نمیتواند نشان دهد که کشور از نظر سرمایه انسانی در وضعیت مطلوب قرار دارد. ممکن است یک کشور تعداد زیادی فارغالتحصیل دانشگاهی داشته باشد، اما بخشی از آنان در مشاغلی فعالیت کنند که با رشته یا مهارت آنان تناسب ندارد. در مقابل، ممکن است در برخی حوزههای تخصصی با کمبود نیروی ماهر مواجه باشد
جوان آنلاین: مسئله نظام آموزشی و علمی کشور دیگر فقط به این خلاصه نمیشود که چه تعداد دانشآموز و دانشجو داریم یا ظرفیت دانشگاهها چقدر است. بلکه مسئله مهم این است، آنچه امروز در مدرسه و دانشگاه آموزش میدهیم، تا چه اندازه با نیازهای علمی، فناورانه، اقتصادی و اجتماعی ایران در سالهای آینده تناسب دارد. این همان چیزی است که از آن به عنوان «ناترازی سرمایه انسانی» یاد میشود، ناترازیای که اگر امروز دیده نشود، ممکن است چند سال بعد خود را در قالب کمبود نیروی متخصص، بیکاری فارغالتحصیلان، کاهش بهرهوری، مهاجرت نیروی انسانی و وابستگی فناورانه نشان دهد.
اما این ناترازی دقیقاً از کجا شکل میگیرد؟ چرا کاهش جمعیت دانشجویان برخی رشتهها میتواند یک هشدار باشد و باید بدان توجه شود؟ اصلاً سهم بازار کار در انتخاب رشته جوانان چیست؟ «جوان» در گفتوگو با رضامراد صحرایی، وزیر سابق آموزش و پرورش، ابعاد مختلف این موضوع را بررسی میکند و از ضرورت ایجاد زنجیرهای پیوسته میان مدرسه، دانشگاه، مهارتآموزی و بازار کار میگوید، زنجیرهای که سرمایه انسانی مورد نیاز ایرانِ دهه آینده را شکل میدهد.
وقتی از «ناترازی سرمایه انسانی» صحبت به میان میآید، دقیقاً منظور چیست؟
مسئله راهبردی نظام آموزشی و علمی کشور دیگر صرفاً کمیت آموزش نیست، بلکه مسئله اصلی، تناسب میان آن چیزی است که نظام آموزشی تولید میکند و آنچه جامعه، اقتصاد و فناوری در سالهای آینده به آن نیاز خواهد داشت.
