۲۳ شهریور ۱۴۰۵ – ۰۶:۲۵
به گزارش خبرآنلاین روزنامه جوان با بیان این خاطره نوشت: جلو رفتم و گفتم: حاجآقا! عرضی دارم؛ و گلایهام را به او گفتم. آنموقع آقای رئیسی مسئولیت قضایی داشت. با درخواست خودش به اداره ثبت احوال مشهد رفتیم. از همان دم در زنگ زد و به مسئول مربوط گفت با دفتر ثبت پایین بیاید. انگار میخواست تحکمی به او کرده باشد. طرف آمد و حاجآقا گفت این اسم چه اشکالی دارد که آن را ثبت نمیکنید؟ همین الان جلوی من اسم بچه را با همین مسیحا ثبت کنید. از خوشحالی داشتم بال در میآوردم.
