پنجشنبه ۲۶ شهريور ۱۴۰۵ – ۰۰:۲۳
این روزها در حالی سران آمریکا از ترامپ گرفته تا ونس با آینده فروشی و ادعای پایان جنگ و گاهش قیمت انرژی پس از انتخابات میان دورهای کنگره به دنبال مدیریت بازارهای مالی و فریب افکار عمومی برای فرار از شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات آتی هستند که در خبری تامل برانگیز، وبسایت آکسیوس آمریکا به نقل از دو مقام اسرائیلی گفتهاند فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و چند کشور عربی نظیر عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر، هفته گذشته در آلمان دیدار کردند تا درباره جنگ با ایران و تنشهای گستردهتر در منطقه گفتوگو کنند.
گزارشها مبنی بر نشست مشترک کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی و آمریکا در شرایطی با ادعاهای امنیتی مطرح شده است که برخلاف ادعاهای قدرت نمایانه ترامپ تمامی گزارشها و شواهد از وضعیت بحرانی آمریکا در منطقه پس از جنگ رمضان حکایت دارد. هر چند که ترامپ و هگست با داستان سراییهایی همچون خلبان فراری داده شده از ایران و مباحثی همچون سلاح لیزری و استقرار توان نظامی در فضا و واژگانی همچون ایران محو شده، ایران نابود شده، تنگه ترامپ به جای تنگه هرمز به دنبال نمایش قدرت هستند اما آمارها و گزارش های رسمی خلاف این ادعاها را آشکار می سازد. هنوز زمان زیادی از گزارش رسمی پنتاگون مبنی بر آسیب دیدن شدید پایگاه های آمریکا زیر آتش موشکها و پهپادهای ایرانی نمیگذرد که شبکه سیبیاس عکسهای جدیدی از آسیبهای وارده به تاسیسات و پایگاههای آمریکایی منتشر کرده است. هر چند که این آماردهیها به صورت قطره چکانی برای کاهش حساسیت ها صورت میگیرد اما همین میزان اعتراف در شرایطی که اعتراضها به هزینههای دهها میلیارد دلاری جنگ آن هم بدون دستاورد، شدت گرفته خود گواهی بر وضعیت بحرانی پایگاههای آمریکاست که بگفته مقامات نظامی دیگر قابل استفاده نیست. وضعیت بحرانی آمریکا صرفا در حوزه نظامی نمی باشد بلکه در اقتصاد نیز امروز قیمت نفت، گاز، گازوئیل و بنزین و شرایط بازارهای مالی از اقتصادی رو به زوال بدون راه بازگشت حکایت دارد. در این شرایط این سوال مطرح است که کشورهای عربی چگونه در حال ازمودن دوباره آزمودهای هستند که مردود بودن آن برای همگان اثبات شده است؟
نکته دیگر آنکه این نشست بیش از آنکه رنگ و بوی امنیت سازی داشته باشد برگرفته از بازی انتخابات ترامپ و نتانیاهو است. در یک سوی معادله ترامپی قرار دارد که بر اساس یک نظرسنجی جدید، اندکی بیش از نیمی از رأیدهندگان ثبتنامشده، او را «فاسد» و «خطرناک» توصیف میکنند. در طرف دیگر نیز نتانیاهو وضعیت مشابهی دارد چنانکه اکثریت جامعه صهیونیستی خواستار برکناری او هستند. در عین حال جامعه جهانی نیز این افراد را جنایتکارانی می دانند که باید مجازات شوند. در این شرایط این سوال از کشورهای عربی مطرح است که چگونه حاضر به بازی در زمین انتخاباتی افرادی شدهاند که در داخل و خارج منفورترین افراد هستند؟ قطعا این همراهی هزینههای داخلی و انزوای جهانی برای کشورهای عربی مذکور به همراه دارد.
مسئله مورد توجه دیگر آنکه کشورهای عربی این روزها با بحرانی بزرگ مواجه شدهاند و آن نیز فروپاشی امنیت سازی با حضور آمریکا و بعضا سازش با رژیم صهیونیستی است. این امر نه تنها در جنگ رمضان بلکه در تحولات اخیر یمن به خوبی آشکار شده است به نظر می رسد که نشست برلین اقدامی در جهت کم رنگ سازی گذشته و نمایش تعهد پذیری بیشتر آمریکا به کشورهای عربی برای مصارف داخلی عربها باشد چنانکه بیانیه سنتکام ادعای خارج نشدن آمریکا از منطقه را مطرح کرده است. این ائتلاف سازی در حالی است که پیش از این بسیاری از این کشورها در ائتلاف با آمریکا بوده اند و امر تازهای نیست.
نکته مهم آنکه نشست برلین در نهایت هیچ تغییری در معادلات منطقه ایجاد نخواهد کرد چرا که از یک سو وابسته بودن کشورهای عربی به آمریکا امری اثبات شده بوده و امر جدیدی نیست و از سوی دیگر نیز در نهایت آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر مقاومت منطقه محکوم به شکست بودهاند. اکنون نیز چنین نشستی نه تنها به امنیت و بهبود شرایط منطقه منجر نمی شود بلکه تنش کننده تنشها و در عین حال زمینهساز بسته تر شدن تنگه هرمز خواهد شد. کشورهای عربی که نشست عمان را با ادعاهای واهی رد کردهاند اکنون نمیتوانند نشست برلین، ایران را وادار به تسلیم شدن و یا باز کردن تنگه هرمز نمایند و تاوان همسویی با آمریکا و رژیم صهیونیستی را در صورت هرگونه تجاوز به ایران سریع، سخت و کوبنده دریافت خواهند کرد لذا بهتر است پیش از گرفتار شدن در چنین وضعیتی از توهم چتر امنیتی آمریکا خارج برای بومی سازی امنیت در کنار ایران گام بردارند.
گزارشها مبنی بر نشست مشترک کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی و آمریکا در شرایطی با ادعاهای امنیتی مطرح شده است که برخلاف ادعاهای قدرت نمایانه ترامپ تمامی گزارشها و شواهد از وضعیت بحرانی آمریکا در منطقه پس از جنگ رمضان حکایت دارد. هر چند که ترامپ و هگست با داستان سراییهایی همچون خلبان فراری داده شده از ایران و مباحثی همچون سلاح لیزری و استقرار توان نظامی در فضا و واژگانی همچون ایران محو شده، ایران نابود شده، تنگه ترامپ به جای تنگه هرمز به دنبال نمایش قدرت هستند اما آمارها و گزارش های رسمی خلاف این ادعاها را آشکار می سازد. هنوز زمان زیادی از گزارش رسمی پنتاگون مبنی بر آسیب دیدن شدید پایگاه های آمریکا زیر آتش موشکها و پهپادهای ایرانی نمیگذرد که شبکه سیبیاس عکسهای جدیدی از آسیبهای وارده به تاسیسات و پایگاههای آمریکایی منتشر کرده است. هر چند که این آماردهیها به صورت قطره چکانی برای کاهش حساسیت ها صورت میگیرد اما همین میزان اعتراف در شرایطی که اعتراضها به هزینههای دهها میلیارد دلاری جنگ آن هم بدون دستاورد، شدت گرفته خود گواهی بر وضعیت بحرانی پایگاههای آمریکاست که بگفته مقامات نظامی دیگر قابل استفاده نیست. وضعیت بحرانی آمریکا صرفا در حوزه نظامی نمی باشد بلکه در اقتصاد نیز امروز قیمت نفت، گاز، گازوئیل و بنزین و شرایط بازارهای مالی از اقتصادی رو به زوال بدون راه بازگشت حکایت دارد. در این شرایط این سوال مطرح است که کشورهای عربی چگونه در حال ازمودن دوباره آزمودهای هستند که مردود بودن آن برای همگان اثبات شده است؟
نکته دیگر آنکه این نشست بیش از آنکه رنگ و بوی امنیت سازی داشته باشد برگرفته از بازی انتخابات ترامپ و نتانیاهو است. در یک سوی معادله ترامپی قرار دارد که بر اساس یک نظرسنجی جدید، اندکی بیش از نیمی از رأیدهندگان ثبتنامشده، او را «فاسد» و «خطرناک» توصیف میکنند. در طرف دیگر نیز نتانیاهو وضعیت مشابهی دارد چنانکه اکثریت جامعه صهیونیستی خواستار برکناری او هستند. در عین حال جامعه جهانی نیز این افراد را جنایتکارانی می دانند که باید مجازات شوند. در این شرایط این سوال از کشورهای عربی مطرح است که چگونه حاضر به بازی در زمین انتخاباتی افرادی شدهاند که در داخل و خارج منفورترین افراد هستند؟ قطعا این همراهی هزینههای داخلی و انزوای جهانی برای کشورهای عربی مذکور به همراه دارد.
مسئله مورد توجه دیگر آنکه کشورهای عربی این روزها با بحرانی بزرگ مواجه شدهاند و آن نیز فروپاشی امنیت سازی با حضور آمریکا و بعضا سازش با رژیم صهیونیستی است. این امر نه تنها در جنگ رمضان بلکه در تحولات اخیر یمن به خوبی آشکار شده است به نظر می رسد که نشست برلین اقدامی در جهت کم رنگ سازی گذشته و نمایش تعهد پذیری بیشتر آمریکا به کشورهای عربی برای مصارف داخلی عربها باشد چنانکه بیانیه سنتکام ادعای خارج نشدن آمریکا از منطقه را مطرح کرده است. این ائتلاف سازی در حالی است که پیش از این بسیاری از این کشورها در ائتلاف با آمریکا بوده اند و امر تازهای نیست.
نکته مهم آنکه نشست برلین در نهایت هیچ تغییری در معادلات منطقه ایجاد نخواهد کرد چرا که از یک سو وابسته بودن کشورهای عربی به آمریکا امری اثبات شده بوده و امر جدیدی نیست و از سوی دیگر نیز در نهایت آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر مقاومت منطقه محکوم به شکست بودهاند. اکنون نیز چنین نشستی نه تنها به امنیت و بهبود شرایط منطقه منجر نمی شود بلکه تنش کننده تنشها و در عین حال زمینهساز بسته تر شدن تنگه هرمز خواهد شد. کشورهای عربی که نشست عمان را با ادعاهای واهی رد کردهاند اکنون نمیتوانند نشست برلین، ایران را وادار به تسلیم شدن و یا باز کردن تنگه هرمز نمایند و تاوان همسویی با آمریکا و رژیم صهیونیستی را در صورت هرگونه تجاوز به ایران سریع، سخت و کوبنده دریافت خواهند کرد لذا بهتر است پیش از گرفتار شدن در چنین وضعیتی از توهم چتر امنیتی آمریکا خارج برای بومی سازی امنیت در کنار ایران گام بردارند.
