به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، تاریخ معاصر ایران، مجموعهای از روایتهای انسانی است که در تار و پود آن، ایمان، شجاعت و ایثار گره خورده است. یکی از این روایتها، خاطرات «محمد فصیحی» جانباز ۶۶ ساله و برادر شهید مهدی فصیحی است؛ مردی که از کودکی در فضای خفقان پیش از انقلاب رشد کرد و در جوانی، تقدیرش را با جبهههای شمالغرب کشور گره زد.

روزگار ترس و رمزهای پنهان
محمد فصیحی بازگشت به سالهای ۱۳۵۰ را با یادآوری فضای متشنج و ترسناک دوران پهلوی آغاز میکند. او که در کودکی برای کار از روستای دستجرد اصفهان به تهران آمده بود، از دوران «خبرچینهای ساواک» میگوید؛ روزگاری که حتی میان نزدیکترین دوستان، شک و تردید سایه افکنده بود و هر سخن سیاسی میتوانست به قیمت آزادی یا جان یک انسان تمام شود.
او به یاد میآورد که در آن دوران، حتی نام امام خمینی (ره) را نمیشد به صراحت برد و در رسالههای دینی، برای اشاره به ایشان از تعابیر رمزگونهای مانند «آقای خ» استفاده میشد. این فضای خفقان، تا سالهای ۵۵ و ۵۶ ادامه داشت تا اینکه موج چهلمهای شهدا، مردم را دوباره به خیابانها کشاند و صدای حقیقت را بلندتر کرد.
