
مهمترین محصول، خدمت یا دستاوردی که در الکامپ ۲۹ معرفی میکنید چیست و چه مسئلهای را حل میکند؟
فنآوا در الکامپ ۲۹، زنجیره یکپارچهای از خدمات اقتصاد دیجیتال را معرفی میکند؛ زنجیرهای که از ارتباطات ثابت و ماهوارهای، مراکز داده و خدمات ابری آغاز میشود و تا امنیت سایبری، هوش مصنوعی، تحلیل داده و هوشمندسازی صنایع ادامه پیدا میکند.
هدف این است که سازمانها بهجای درگیرشدن با چندین پیمانکار، نیازهای فناورانه خود را در قالب یک معماری منسجم دریافت کنند؛ رویکردی که زمان و هزینه اجرای پروژهها را کاهش میدهد و امکان توسعه سریعتر خدمات را فراهم میکند.
در کنار این ظرفیت، گروه فنآوا با ۱۲ شرکت زیرمجموعه، از سال گذشته سیاست تازهای را دنبال کرده است تا به «لنگرگاه رشد» شرکتهای کوچک و متوسط فناوری و استارتاپها تبدیل شود. بر این اساس، قرار نیست همه محصولات و خدمات الزاماً درون گروه تولید شوند؛ بلکه تلاش میکنیم با فراهمکردن زیرساخت، بازار، سرمایه، شبکه فروش و امکان اجرای پروژههای بزرگ، مسیر رشد شرکتهای توانمند را هموار کنیم.
هوش مصنوعی چه تغییری در محصولات و خدمات شرکت شما ایجاد کرده و چه کاربرد عملی از این فناوری ارائه میکنید؟
در فنآوا، هوش مصنوعی صرفاً یک محصول مستقل نیست؛ بلکه بهتدریج در حال تبدیلشدن به یک لایه مشترک در خدمات گروه است.
استفاده از هوش مصنوعی در تحلیل داده، پایش هوشمند زیرساختها، پیشبینی خرابی تجهیزات، بهینهسازی مصرف منابع، تحلیل رخدادهای امنیتی و توسعه دستیارهای سازمانی از مهمترین کاربردهای عملی ماست.
در الکامپ نیز تلاش میکنیم نمونههایی واقعی و قابلاستفاده از این ظرفیتها را معرفی کنیم، نه صرفاً طرحهای مفهومی.

مهمترین تغییر در نیاز و رفتار مشتریان طی یک سال گذشته چه بوده است؟
مشتریان امروز کمتر بهدنبال خرید یک محصول منفرد هستند و بیشتر راهکاری میخواهند که سریع اجرا شود، قابلیت توسعه داشته باشد و نتیجه اقتصادی آن قابلاندازهگیری باشد.
همچنین حساسیت نسبت به امنیت داده، پایداری خدمت و بازگشت سرمایه افزایش یافته است. پاسخ فنآوا به این تغییر، حرکت بهسمت راهکارهای یکپارچه، پروژههای مرحلهبندیشده و تعریف شاخصهای روشن برای سنجش اثربخشی خدمات بوده است.
در شرایط فعلی، مهمترین چالش پیش روی توسعه کسبوکارهای فناوری و اقتصاد دیجیتال ایران را چه میدانید؟
با توجه به شرایطی که پس از جنگ شکل گرفته و همچنین ابهام موجود درباره اینکه از این وضعیت عبور کردهایم یا همچنان در شرایط جنگی قرار داریم، مهمترین چالش، تغییر اولویت منابع و سرمایهگذاری سازمانهاست.
بسیاری از مجموعههای بزرگ در این دوره آسیب دیدهاند و طبیعی است که منابع خود را ابتدا صرف ترمیم، تکمیل و جایگزینی زیرساختهای موجود کنند. در چنین شرایطی، احتمال دارد سرمایهگذاری در فناوری، نوآوری و تحول دیجیتال در کوتاهمدت به اولویت دوم تبدیل شود.
بااینحال، در دل این تهدید یک فرصت مهم نیز وجود دارد. بازسازی نباید به معنای بازگرداندن سازمانها به معماری گذشته باشد؛ بلکه میتواند فرصتی برای بازطراحی معماری کسبوکار، نوسازی فرایندها و ایجاد زیرساختهایی باشد که از ابتدا برای پذیرش خدمات ابری، هوش مصنوعی، امنیت سایبری و مدیریت داده آماده شدهاند.
اگر فناوری را بخشی از فرایند بازسازی بدانیم، نه هزینهای جدا از آن، میتوانیم مجموعههایی تابآورتر، هوشمندتر و کمهزینهتر ایجاد کنیم. چالش اصلی این است که در دوره بازسازی، بهجای ترمیم صرف گذشته، معماری آینده کسبوکارها را بسازیم.

قطعی برق و محدودیتهای زیرساختی چه تأثیری بر فعالیت شرکت شما داشته است؟
قطعیهای مقطعی برق، با استفاده از زیرساخت پشتیبان، افزونگی تجهیزات و برنامه تداوم کسبوکار قابل مدیریت است و بهتنهایی مسئله اصلی ما نیست.
نگرانی جدیتر این است که با مسئله انرژی، صرفاً با یک نگاه دولتی، اداری و روزمره برخورد کنیم؛ زیرا در این صورت، بهتدریج از زمین بازی فناوری جهان فاصله خواهیم گرفت.
امروز برخی کشورها در توان پردازشی، مدلهای زبانی و کاربردهای صنعتی هوش مصنوعی پیشتازند؛ اما در آیندهای نهچندان دور، دسترسی به برق پایدار، مقیاسپذیر و اقتصادی به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت فناوری کشورها تبدیل خواهد شد.
به بیان صریحتر، کشوری که بتواند انرژی پایدار موردنیاز مراکز داده، زیرساختهای ابری و پردازشهای هوش مصنوعی را تأمین کند، یکی از نامزدهای ابرقدرتی در اقتصاد دیجیتال آینده خواهد بود.
گزارش سال ۲۰۲۶ آژانس بینالمللی انرژی نیز پیشبینی میکند مصرف برق مراکز داده جهان از حدود ۴۸۵ تراواتساعت در سال ۲۰۲۵ به حدود ۹۵۰ تراواتساعت در سال ۲۰۳۰ برسد و مصرف برق مراکز داده متمرکز بر هوش مصنوعی در همین دوره تقریباً سه برابر شود.
بنابراین، سرمایهگذاری در تولید برق پایدار، توسعه شبکه، ذخیرهسازی انرژی و بهرهوری مراکز داده، دیگر صرفاً یک سیاست حوزه انرژی نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد امنیت و اقتدار فناوری کشور است.
امنیت سایبری و حفاظت از دادهها به یکی از دغدغههای جدی کسبوکارها تبدیل شده است؛ مهمترین تهدید امروز را چه میدانید و راهکار شما چیست؟
در کنار زیرساختهای آسیبپذیر، سامانههای قدیمی و گسترش سطح حملات، مهمترین عامل آسیبپذیری سایبری را کمبود آگاهی، نیروی انسانی متخصص و آمادگی سازمانها برای مواجهه با بحران میدانم.
واقعیت این است که در حوزه امنیت سایبری با کمبود جدی نیروی انسانی ماهر مواجهیم و بخشی از آموزشهای دانشگاهی نیز متناسب با سرعت تغییر تهدیدها بهروز نشده است. از سوی دیگر، انتقال تجربه در این حوزه همچنان عمدتاً بهصورت استاد–شاگردی انجام میشود و کارشناسان، مدیران و تیمهای عملیاتی فضای واقعی و امنی برای محکزدن توانمندیهای خود ندارند.
برای پاسخ به این مسئله، در فنآوا محصولی به نام «چالیشینو» حمایت کردهایم؛ یک شبیهساز سناریوهای امنیت سایبری که امکان طراحی و اجرای تمرینهای عملیاتی در دو جبهه قرمز و آبی را فراهم میکند.
در این محیط، تیم قرمز نقش مهاجم و تیم آبی نقش مدافع را بر عهده میگیرد و کارشناسان، مدیران و تیمهای واکنش به رخداد میتوانند در فضایی کنترلشده، توان تصمیمگیری، کشف حمله، دفاع و مدیریت بحران خود را به چالش بکشند.
نگاه ما این است که امنیت سایبری تنها با خرید تجهیزات و نرمافزار ایجاد نمیشود؛ سازمان باید پیش از وقوع بحران، بارها شرایط حمله را تمرین کرده باشد. «چالیشینو» کمک میکند فاصله میان آموزش نظری و تجربه واقعی کاهش پیدا کند و میزان آمادگی سازمانها پیش از مواجهه با یک رخداد واقعی سنجیده شود.

الکامپ ۲۹ را بیشتر فرصتی برای معرفی محصولات میدانید یا بستری برای جذب مشتری، سرمایهگذار و ایجاد همکاریهای جدید؟
الکامپ هم فرصت مناسبی برای معرفی محصولات و خدمات است و هم زمینه شکلگیری همکاریهای تجاری و فناورانه جدید را فراهم میکند؛ اما آنچه برای من جذابتر و ارزشمندتر است، تأثیری است که این نمایشگاه بر آینده جوانان و نوجوانان علاقهمند به فناوری میگذارد.
بسیاری از آنها در الکامپ برای نخستینبار با شرکتها، محصولات، تخصصها و فرصتهای واقعی صنعت فناوری آشنا میشوند. همین مواجهه میتواند امیدشان را به آینده بیشتر کند، مسیر حرفهای تازهای پیش روی آنها بگذارد یا نقطه تولد یک ایده در ذهن یک فرد یا تیم جوان باشد.
شاید نوجوانی که امروز صرفاً بهعنوان بازدیدکننده وارد الکامپ میشود، چند سال بعد با تیم، محصول و غرفه خودش به همین نمایشگاه بازگردد.
به نظرم یکی از مهمترین کارکردهای الکامپ همین است: اینکه نسل آینده فعالان اقتصاد دیجیتال، امروز خودش را در میان شرکتها ببیند و باور کند که میتواند بخشی از این آینده باشد.
مهمترین برنامه و هدف شرکت شما برای توسعه بازار در سال آینده چیست؟
اولویت اصلی فنآوا در یک سال آینده این است که با اتکا به زیرساختهایی که امسال در حوزههایی مانند مراکز داده، خدمات ابری، توان پردازشی، ارتباطات، امنیت سایبری و هوش مصنوعی ایجاد کرده است، از مرحله توسعه زیرساخت عبور کند و خدمات ارزشافزوده و راهکارهای کاربردی متناسب با نیاز مشتریان ارائه دهد.
در کنار آن، قصد داریم با استفاده از مدل نوآوری باز، چند کسبوکار پیشران را شکل دهیم؛ کسبوکارهایی که علاوه بر برخورداری از ظرفیت رشد مستقل، بتوانند به سکویی برای اتصال و توسعه استارتاپها و شرکتهای کوچکتر تبدیل شوند.
هدف این است که ظرفیت فناورانه این مجموعهها در خدمت حل مسائل اولویتدار برخی از زنجیرههای ارزش کشور قرار گیرد و به خروجی اقتصادی و عملیاتی مشخص منجر شود.
هدف اصلی ما در سالهای آینده، تکمیل پرتفوی اقتصاد دیجیتال فنآواست؛ بهگونهای که زیرساخت، خدمات ابری، داده، هوش مصنوعی، امنیت و کاربردهای صنعتی در یک زنجیره منسجم قرار گیرند و فنآوا بتواند از زیرساخت تا راهکار نهایی، همراه کسبوکارها باشد.
به نظر شما مهمترین اقدامی که دولت و سیاستگذاران باید برای رشد اقتصاد دیجیتال و صنعت فناوری ایران انجام دهند چیست؟
به نظر من، مسئله اصلی اقتصاد دیجیتال ایران کمبود قانون نیست؛ بلکه تعدد مراکز تصمیمگیری، تغییر مداوم قواعد و نبود یک نگاه منسجم به نقش بخش خصوصی است.
فعال اقتصادی باید بتواند مسیر دریافت مجوز، نحوه دسترسی به داده و زیرساخت، الزامات امنیتی و قواعد رقابت را برای چند سال آینده پیشبینی کند. بدون چنین ثباتی، سرمایه بهجای ورود به نوآوری و توسعه فناوری، صرف مدیریت ریسکهای مقرراتی میشود.
مسئولان باید تجربه کشورهای پیشرو را در سیاستگذاری فناوری، تنظیمگری، تأمین مالی نوآوری و حمایت از شرکتهای پیشران بهدقت مطالعه کنند؛ اما یادگیری با کپیبرداری تفاوت دارد. انتقال مستقیم مدلهای خارجی، بدون توجه به ساختار اقتصادی، ظرفیت بخش خصوصی، محدودیتهای کشور و ویژگیهای بازار ایران، معمولاً به ایجاد مقررات و نهادهایی منجر میشود که در ظاهر مدرناند اما در عمل کارایی لازم را ندارند.
ما به «یادگیری تطبیقی و بومیسازی هوشمند» نیاز داریم، نه ترجمه صرف الگوهای حمایتی.
در حوزه اجرا نیز حمایت دولت نباید تنها در اعطای تسهیلات یا مجوز خلاصه شود. دولت میتواند از طریق خرید راهکارهای فناورانه داخلی، قراردادهای پایلوت، محیطهای آزمون تنظیمگری، تسهیل دسترسی مسئولانه به دادههای عمومی و حمایت نتیجهمحور از شبکه شرکتهای پیشران، بازار اولیه فناوری را شکل دهد.
حمایت نیز باید به عملکرد، توسعه بازار و حل مسئله واقعی متصل باشد، نه صرفاً به عنوان دانشبنیان یا دریافت یک مجوز.
از همه مهمتر، اگر دولت سکوهای دیجیتال را بهجای تهدید، بهعنوان زیرساخت توسعه اقتصاد و فرصتی برای افزایش بهرهوری، شفافیت و ارائه خدمات بهتر ببیند، بخش بزرگی از مسائل قابلحل خواهد بود.
تنظیمگری لازم است، اما باید متناسب با سطح ریسک، شفاف، مشارکتی و قابلپیشبینی باشد؛ بهگونهای که هم حقوق مردم و امنیت دادهها حفظ شود و هم انگیزه رشد و نوآوری از بین نرود.
دولت در اقتصاد دیجیتال باید کمتر نقش مالک و مجری را بر عهده بگیرد و بیشتر سیاستگذار هوشمند، تنظیمگر منصف و مشتری اولیه فناوری باشد. چنین تغییری میتواند اعتماد بخش خصوصی را بازسازی کند و سرمایهگذاری بلندمدت را به این حوزه بازگرداند.
اگر بخواهید آینده صنعت فناوری ایران را در سه سال آینده پیشبینی کنید، کدام فناوری یا روند بیشترین تأثیر را بر بازار خواهد گذاشت؟
یکی از راههای تشخیص روندهای آینده، بررسی مسیر سرمایهگذاری تحقیقوتوسعه شرکتهای بزرگ و پیشران جهان است. وقتی این شرکتها منابع خود را بهصورت مستمر روی یک حوزه متمرکز میکنند، میتوان انتظار داشت که آن فناوری طی چند سال آینده به بخشی از بازار اصلی تبدیل شود.
امروز سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ بهسمت هوش مصنوعی عاملمحور، مدلهای چندوجهی، رباتیک و هوش مصنوعی تجسمیافته، زیرساختهای پردازشی و رایانش فضایی حرکت کرده است.
واقعیت افزوده یا AR نیز همچنان یکی از روندهای مهم سالهای آینده خواهد بود؛ البته نه صرفاً در قالب سرگرمی، بلکه در آموزش، تعمیر و نگهداری صنعتی، سلامت، طراحی، تجارت و تعامل انسان با محیط دیجیتال.
بااینحال، باید میان روند جهانی و نیاز فعلی بازار ایران تفاوت قائل شد. در بازار ایران طی سه سال آینده، احتمالاً همچنان تحول دیجیتال و هوش مصنوعی کاربردی بیشترین تقاضا را خواهند داشت؛ زیرا بسیاری از سازمانها هنوز درگیر یکپارچهسازی فرایندها، مهاجرت به خدمات ابری، مدیریت و حکمرانی داده، امنیت سایبری و هوشمندسازی عملیات خود هستند.
بنابراین، مهمترین اتفاق بازار ایران صرفاً ورود یک فناوری جدید نیست؛ بلکه تبدیل هوش مصنوعی از ابزار نمایشی به بخشی واقعی از فرایندهای سازمانی و صنعتی خواهد بود.
در کنار این مسیر، فناوریهایی مانند واقعیت افزوده، دوقلوی دیجیتال، اینترنت اشیا و پردازش لبه نیز بهتدریج در صنایع جایگاه جدیتری پیدا خواهند کرد.
به نظرم شرکتهایی موفقتر خواهند بود که هم روندهای جهانی را زودتر ببینند و هم بدانند بازار ایران امروز دقیقاً در کدام مرحله از بلوغ فناوری قرار دارد.
