۱۱:۲۲ – ۲۰ شهريور ۱۴۰۵
اگر کسی با وجود امکانات بیشتر احساس تنهایی میکند، باید در تعریف موفقیت تجدیدنظر کنیم؛ چرا که توسعه واقعی زمانی اتفاق میافتد که پیشرفت بیرونی با احساس بهبود درونی و اجتماعی همراه شود.
باشگاه خبرنگاران جوان– در چند دهه گذشته، چهره شهرها و زندگی روزمره ما بهطور محسوسی تغییر کرده است. اتوبانها گستردهتر شدهاند، سدها و نیروگاهها ساخته شدهاند، دسترسی به اینترنت و فناوریهای ارتباطی افزایش یافته و بسیاری از کالاها و خدماتی که زمانی لوکس یا دور از دسترس به نظر میرسیدند، امروز بخشی از زندگی عادی شهروندان هستند. از منظر «رفاه مادی»، جامعه در بسیاری از حوزهها مسیری رو به جلو را تجربه کرده است. اما در کنار این تغییرات، پرسشی مهم همچنان پابرجاست: چرا افزایش امکانات لزوما به افزایش رضایت از زندگی منجر نمیشود؟
پاسخ را شاید باید در تفاوت میان «نوسازی (مدرنیته)» و «توسعه» جستوجو کرد. نوسازی ابزاری میتواند با ساخت کارخانه، جاده، سد، شبکه ارتباطی و خرید یا تولید فناوری محقق شود. اما توسعه، مفهومی گستردهتر است و علاوه بر زیرساخت، کیفیت روابط اجتماعی، احساس امنیت، اعتماد، مشارکت، فرصت انتخاب و توانایی افراد برای اثرگذاری بر سرنوشت خود را نیز دربرمیگیرد. ممکن است جامعهای از نظر امکانات فیزیکی پیشرفت کند، اما اگر شهروندان احساس کنند ارتباطشان با یکدیگر ضعیف شده یا آینده قابل پیشبینی نیست، افزایش رفاه مادی الزاما احساس رضایت را بالا نمیبرد.
از سوی دیگر، رضایت پدیدهای نسبی است. انسان تنها امکانات امروز خود را با گذشته مقایسه نمیکند بلکه آن را با انتظارات، امکانات دیگران و تصویری که از آینده دارد نیز میسنجد. به همین دلیل، توسعه اقتصادی بدون تحول در کیفیت روابط اجتماعی و بدون افزایش حس اعتماد و تعلق، ممکن است حتی به افزایش فاصله میان «آنچه داریم» و «آنچه فکر میکنیم باید داشته باشیم» منجر شود؛ بنابراین مساله، مخالفت با اتوبان، فناوری یا زیرساخت نیست بلکه مساله این است که زیرساخت را با توسعه اشتباه نگیریم. جاده میتواند فاصله دو شهر را کم کند، اما لزوما فاصله میان انسانها را کاهش نمیدهد. فناوری میتواند ارتباط را آسان کند، اما بهتنهایی اعتماد نمیسازد. توسعه زمانی معنا پیدا میکند که پیشرفت ابزارهای زندگی با ارتقای کیفیت زندگی اجتماعی و انسانی همراه شود.
