چند سال پیش، پس از تصویب و ابلاغ طرح مدیریت داده و اطلاعات ملی، جلسهای با حضور نمایندگان تدوینکننده طرح در خانه اندیشهورزان تشکیل شده بود. در پایان این جلسه یکی از مدیران یکی از دستگاههای دولتی جملهای بسیار کلیدی گفت:«علیرغم قوّت طرح مدام من مدیر دولتی ترجیح میدهم که انفصال از خدمت بخورم، اما توی گونی نروم!» این تعبیر، بیش از آنکه نقدی به قانون باشد، ادراک مدیر از هزینه همکاری در حوزه محرمانگی و مخاطرات افشای اطلاعات را نشان میدهد. منفعت استفاده از داده ممکن است به صنعت، پژوهشگر، دستگاهی دیگر یا عموم مردم برسد، اما مدیر نگران است مسئولیت افشای احتمالی، شخصا متوجه او شود. وقتی حدود اقدام مجاز روشن نباشد، مطالبه همکاریِ بیشتر، الزاما به گردش بیشتر داده منجر نمیشود. برای باز کردن این گره باید معلوم شود چه چیزی واقعا نیازمند حفاظت است، چه کسی حق تشخیص و محدود کردن دسترسی را دارد و تحت چه شرایطی میتوان از داده استفاده کرد، بدون آنکه اطلاعات در اختیار اشخاص غیرمجاز قرار گیرد.
