انتشارات:
آباژور
کد کتاب:
197186
197186
شابک:
978-6221956883
978-6221956883
قطع:
رقعی
رقعی
تعداد صفحه:
241
241
سال انتشار شمسی:
1405
1405
سال انتشار میلادی:
2026
2026
نوع جلد:
شومیز
شومیز
زبان کتاب:
انگلیسی
انگلیسی
سری چاپ:
1
1
کتاب «داستان کاهو» تازهترین رمان هاروکی موراکامی و از چند جهت اثری متفاوت در کارنامهی اوست. رمان در ۳ ژوئیهی ۲۰۲۶ توسط انتشارات شینچوشا در ژاپن منتشر شد، ۳۵۲ صفحه دارد و نخستین رمان بلند موراکامی است که یک زن بهتنهایی شخصیت اصلی آن است. کاهو، قهرمان بیستوششسالهی داستان، نویسنده و تصویرگر کتاب کودک است؛ زنی معمولی، نه بهطرزی خیرهکننده زیبا و نه برخوردار از ویژگیای که او را از دیگران متمایز کند. آنچه دارد کنجکاوی است، و همین کنجکاوی او را به جهانی میبرد که اندکاندک قوانین عادی واقعیت در آن سست میشوند. هستهی اولیهی کتاب از داستان کوتاهی با نام «کاهو» شکل گرفت که موراکامی در سال ۲۰۲۴ برای یک برنامهی داستانخوانی در دانشگاه واسدا نوشت و همان سال در مجلهی شینچو و سپس با ترجمهی فیلیپ گابریل در نیویورکر منتشر شد. موراکامی بعدها سه داستان دیگر دربارهی همین شخصیت نوشت و آنها را با بازنویسی و گسترش در قالب رمانی چهارفصلی کنار هم قرار داد. فصلها کاهو را از یک ملاقات آزاردهنده با مردی موتورسوار به برخورد با مورچهخواری اسرارآمیز، ملکهی موریانهها و جهانی میبرند که در آن فرشتهی نگهبان، تخم فیل و حتی گربهای با نام اسکارلت جوهانسون میتوانند بخشی طبیعی از جریان زندگی به نظر برسند. همهچیز با یک قرار ملاقات آغاز میشود. مردی که کاهو تازه با او آشنا شده، پس از شام ناگهان به او میگوید هیچگاه زنی به زشتی او ندیده است. کاهو بیش از آنکه خشمگین شود، حیرت میکند. چرا مردی مودب و آرام باید چنین جملهای بگوید؟ آیا قصد آزار او را دارد، یا چیزی را میبیند که خود کاهو هنوز قادر به دیدنش نیست؟ موراکامی در گفتوگویی با نیویورکر گفته بود که خود او نیز قصد نداشته پاسخ قطعی برای این رفتار فراهم کند؛ مسئله برایش ساختن پرسشی بوده که نویسنده و خواننده هر دو مجبور شوند مدتی با آن زندگی کنند. این برخورد شکافی در زندگی آرام کاهو باز میکند. از این پس مرز میان امر واقعی و ناممکن بارها جابهجا میشود. موجودات عجیب وارد زندگی روزانهاش میشوند، راهروهایی پنهان میان مکانها شکل میگیرند و اتفاقهایی که در ابتدا شبیه استعارهاند، کمکم وزن و حضور موجودات واقعی پیدا میکنند. منتقد آساهی بر همین ویژگی تأکید کرده است: در «داستان کاهو» گاهی حقیقت روایت نه در توضیح نهایی نمادها، بلکه در خود تصویرهای عجیب و فراموشنشدنی نهفته است. در زیر این لایهی سوررئال، رمان به مسئلهی نگاه دیگران به زن، تصویر فرد از خودش و رابطهی مادر و دختر نزدیک میشود. توهین آغازین برای نخستین بار کاهو را وادار میکند ظاهر خود را از زاویهی نگاه دیگری ببیند. اما مسیر کتاب فقط دربارهی زیبایی نیست. هرچه داستان پیش میرود، گذشتهی خانوادگی و رابطهی کاهو با مادرش اهمیت بیشتری پیدا میکند. جهان خیالی کتاب کودکانی که کاهو مینویسد نیز با تجربهی خودش درهم میآمیزد: دختری وارد جنگلی ناشناخته میشود و باید راه خروج را پیدا کند. نوشتن برای کاهو فقط شغل نیست؛ روشی است برای تبدیل تجربهای که معنایش را نمیفهمد به روایتی که بتوان با آن زندگی کرد. همین ویژگی «داستان کاهو» را به یکی از خودآگاهترین آثار موراکامی دربارهی قدرت قصهگویی تبدیل میکند. شخصیت اصلی نمیتواند تمام موجودات و نشانههایی را که با آنها روبهرو میشود تفسیر کند، اما میتواند از تجربهی خود قصه بسازد. جهان شاید توضیح روشنی ارائه نکند؛ روایت میتواند شکل موقتی برای زیستن درون همین ابهام پیدا کند. کتاب در عین حال ممکن است برای خوانندهای که از رمان انتظار پیرنگ کاملا منطقی و پاسخهای نهایی دارد، اثری دشوار یا حتی عامدانه ناتمام به نظر برسد. مورچهخوار، جگوار، موریانهها و گذرگاههای مخفی الزاما به یک نظام نمادین قابلحل تبدیل نمیشوند. موراکامی همچنان ترجیح میدهد بعضی درها را باز کند و دربارهی آنچه پشتشان است سکوت کند. «داستان کاهو» قصهی زنی نیست که جهان را حل میکند؛ قصهی زنی است که یاد میگیرد در جهانی حلنشده حرکت کند. بعضی شبها ممکن است از جایی صدای حیوانی ناشناخته بیاید، یا دری که دیروز دیوار بود امروز کمی باز مانده باشد. شاید لازم نباشد فورا چراغها را روشن کنیم. گاهی کافی است چند لحظه در تاریکی بایستیم و گوش کنیم. ممکن است چیزی آن سوی در منتظر ما باشد. ممکن هم هست هیچچیز نباشد. اما صبح که برسد، فنجان قهوه همانجا خواهد بود، نور از پنجره خواهد افتاد، و ما خواهیم دانست که جهان، بیآنکه توضیحی بدهد، اندکی با جهانی که دیشب ترک کرده بودیم فرق کرده است.
درباره هاروکی موراکامی
هاروکی موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته ی خودش در آوریل سال ۱۹۷۸ در هنگام تماشای یک مسابقه ی بیسبال، ایده ی اولین کتاب اش، به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در سال ۱۹۷۹ این رمان منتشر شد و در همان سال جایزه ی نویسنده ی جدید گونزو را دریافت کرد. در سال ۱۹۸۰ رمان پینبال (اولین قسمت از سه گانه ی موش صحرایی) را منتشر کرد. در سال ۱۹۸۱ بار جازش را فروخت و نویسندگی را پیشه ی حرفه ای خود کرد.
