شنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۵ – ۰۰:۲۹
جهان معطوف به تحولات خلیج فارس و اقتدار ایران در مدیریت تنگه هرمز و ادعاهای هر روزه ترامپ مبنی بر نابودی ایران و تسلط بر تنگه هرمز بود که در تحولی مهم یمنیها توانستند در ظرف چند روز بر مناطق و جزایر راهبردی از جمله جزیره میون و شهر بندری المخا را تصرف کنند. این اقدام که با وحدت ارتش و انصارالله یمن صورت گرفته است از چند منظر دارای اهمیت بسیار است.
نخست آنکه این پیروزی در قالب رویکرد ملی یمنیها صورت گرفته است که ابطال کننده ادعاهای رسانههای غربی است که با واژه حوثیها به دنبال ایجاد جنگ داخلی در یمن و نیز سفید سازی محاصره و درد و رنجی بودند که به یمنیها تحمیل میشود.
دوم آنکه این دستاوردها گامی دیگر در جهت وحدت یمن و حفظ یکپارچگی آن در برابر مزدوران اماراتی و عربستانی است که سالهاست به دنبال تجزیه این کشور میباشند.
سوم آنکه موقعیت راهبردی این مناطق از اهمیت بالایی برخوردار است. در حالی مقاومت یمن توانسته بودند بر دریای سرخ اشراف داشته باشند که با این پیشرویها عملا تنگه باب المندب که بخش مهمی از تجارت جهانی از این منطقه صورت میگیرد در نظارت آنها قرار گرفته است به عبارتی دیگر آمریکاییها نه تنها نتوانستهاند تنگه هرمز را بازگشایی کنند بلکه اکنون باب المندب نیز در دستان مقاومت یمن است که میتواند شکستی سنگین تر را به ترامپ در انتخابات وارد سازد. چهارم آنکه این پیشروی را باید شکستی سنگین برای سعودی دانست. عربستانی که در بازی آمریکایی – صهیونیستی وارد جنگ با یمن شد نه تنها در حوزه نظامی نتوانست مانع از حملات موشکی و پهپادی یمن به پالایشگاهها و آرامکو گردد بلکه در حوزه میدانی نیز مزدوران سعودی با شکست مجبور به تسلیم و یا فرار شدهاند. این امر در حالی است که عربستان از تسلیحات و حمایتهای آمریکا برخوردار بوده است لذا این شکست بار دیگر ناتوانی آمریکا برای امنیت سازی متحدانش را آشکار میسازد. نکته مهم آنکه ائتلاف سازیهای خیالی سعودی با پاکستان و ترکیه نیز نتوانست کمکی به این کشور باشد و آنها نیز با رویکردی واقع بینانه از ورود به جنگی بی پایان که صرفا خوشایند آمریکا و رژیم صهیونیستی میبود خودداری کردند.
نکته پایانی آنکه این دستاوردها نشان داد که نه تنها ایران و مقاومت تضعیف نشده بلکه هر روز باید منتظر شگفتی تازهای از مقاومت بوده که شاید نوبه بعدی آن در لبنان توسط حزب الله در برابر متجاوزان صهیونیست رقم زده شود.
نخست آنکه این پیروزی در قالب رویکرد ملی یمنیها صورت گرفته است که ابطال کننده ادعاهای رسانههای غربی است که با واژه حوثیها به دنبال ایجاد جنگ داخلی در یمن و نیز سفید سازی محاصره و درد و رنجی بودند که به یمنیها تحمیل میشود.
دوم آنکه این دستاوردها گامی دیگر در جهت وحدت یمن و حفظ یکپارچگی آن در برابر مزدوران اماراتی و عربستانی است که سالهاست به دنبال تجزیه این کشور میباشند.
سوم آنکه موقعیت راهبردی این مناطق از اهمیت بالایی برخوردار است. در حالی مقاومت یمن توانسته بودند بر دریای سرخ اشراف داشته باشند که با این پیشرویها عملا تنگه باب المندب که بخش مهمی از تجارت جهانی از این منطقه صورت میگیرد در نظارت آنها قرار گرفته است به عبارتی دیگر آمریکاییها نه تنها نتوانستهاند تنگه هرمز را بازگشایی کنند بلکه اکنون باب المندب نیز در دستان مقاومت یمن است که میتواند شکستی سنگین تر را به ترامپ در انتخابات وارد سازد. چهارم آنکه این پیشروی را باید شکستی سنگین برای سعودی دانست. عربستانی که در بازی آمریکایی – صهیونیستی وارد جنگ با یمن شد نه تنها در حوزه نظامی نتوانست مانع از حملات موشکی و پهپادی یمن به پالایشگاهها و آرامکو گردد بلکه در حوزه میدانی نیز مزدوران سعودی با شکست مجبور به تسلیم و یا فرار شدهاند. این امر در حالی است که عربستان از تسلیحات و حمایتهای آمریکا برخوردار بوده است لذا این شکست بار دیگر ناتوانی آمریکا برای امنیت سازی متحدانش را آشکار میسازد. نکته مهم آنکه ائتلاف سازیهای خیالی سعودی با پاکستان و ترکیه نیز نتوانست کمکی به این کشور باشد و آنها نیز با رویکردی واقع بینانه از ورود به جنگی بی پایان که صرفا خوشایند آمریکا و رژیم صهیونیستی میبود خودداری کردند.
نکته پایانی آنکه این دستاوردها نشان داد که نه تنها ایران و مقاومت تضعیف نشده بلکه هر روز باید منتظر شگفتی تازهای از مقاومت بوده که شاید نوبه بعدی آن در لبنان توسط حزب الله در برابر متجاوزان صهیونیست رقم زده شود.
علی تتماج
