در مازندران باران همیشه بخشی از زندگی مردم بوده است؛ همان بارانی که جنگلهای هیرکانی را زنده نگه میدارد، شالیزارها را سیراب میکند و رودخانهها را پرآب نگه میدارد، اما وقتی بارش در مدت کوتاهی شدت میگیرد همین نعمت میتواند خیابانها را زیر آب ببرد.
در مازندران، باران همیشه بخشی از زندگی مردم بوده است؛ همان بارانی که جنگلهای هیرکانی را زنده نگه میدارد، شالیزارها را سیراب میکند و رودخانهها را پرآب نگه میدارد، اما وقتی بارش در مدت کوتاهی شدت میگیرد همین نعمت میتواند خیابانها را زیر آب ببرد، راههای روستایی را بشوید و زمینهای کشاورزی را از چرخه تولید خارج کرده و چهره دیگری از خود نشان دهد.
مازندران استانی بارانخیز است و وقوع سیلاب در آن اتفاق تازهای نیست و به دلیل کوهستانهای نزدیک به مناطق مسکونی، شیب زیاد زمین و رودخانههای متعدد، این استان ذاتاً در معرض سیلاب قرار دارد. اما در سیل اخیر مسئله مقدار بارانی نبود که از آسمان بارید؛ بلکه باید شرایطی که طی سالهای گذشته بر زمین تحمیل کردیم را در میزان خسارتها دخیل دانست.
وقتی جنگل و پوشش گیاهی ضعیف میشود و زمینهای طبیعی به جاده و ساختمان و محوطههای بتنی تبدیل میشوند، حریم رودخانهها کوچک و مسیلها با دیوار و سازه و نخاله محدود میشوند آب راه کمتری برای عبور دارد و در چنین شرایطی بارانی که در یک حوضه آبریز طبیعی میتواند بخشی از آن در خاک نفوذ کند و بخشی با سرعت کمتری به رودخانه برسد به روانابی تبدیل میشود که با سرعت بیشتری حرکت کرده و در پاییندست خسارت زیادی بر جای میگذارد.
از همین رو در سیل اخیر مازندران یک سؤال مهمتر از میزان بارش و رقم خسارت مطرح میشود که چه بخشی از این خسارت اجتنابناپذیر بود و چه بخشی به نتیجه سالها دستکاری طبیعت و کمتوجهی به هشدارها برمیگردد؟
