
اقتصاد ۲۴- این روزها صحبت از برکناری رئیس بانک مرکزی شنیده میشود، موضوعی که شاید به ذهن همه خطور کند که چرا سکاندار بانک مرکزی خود اقدام به استعفا نمیکند! بازار ارز در اقتصاد ایران، به دلیل ساختار تکمحصولی که همان اقتصاد نفتی است و سوابق تورمی بالا، فراتر از یک بازار مبادلاتی ساده عمل کرده و به عنصری تعیینکننده در انتظارات، سرمایهگذاری و توزیع درآمد تبدیل شده است.
ناکارآمدی مدیریت بازار ارز در دولت چهاردهم که این روزها به مرز ۱۳۷ هزار تومان! رسیده است، ریشه در تعارض اهداف و فقدان اجماع در سیاستگذاری دارد؛ مسئلهای که میتوان آن را در چند محور دستهبندی کرد. در گام نخست، باید به این نکته اشاره کرد که سیاستگذاران معمولاً با دوگانگی میان تأمین ارز مورد نیاز واردات و تولید با نرخهای رسمی از یکسو و مهار تورم از طریق کنترل نرخ ارز از سوی دیگر مواجه هستند.
در دورههایی که تلاش برای تثبیت نرخ در سطوح پایینتر از تعادل واقعی صورت میگیرد، حجم تقاضای سفتهبازانه به شدت افزایش یافته و ذخایر ارزی کشور صرف تلافی سیاستهای قیمتی غلط میشود. این امر منجر به ایجاد ناترازی شدید و ناگزیر شدن به جهشهای ارزی در آینده میشود.
