۰۹:۴۵
ناصر فکوهی میگوید: شرایط بهویژه زمانی که با کاهش سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همراه شود، زمینه مساعدتری برای رشد رفتارهای جادویی و باورهای خرافی ایجاد میکند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
وقتی آینده قابل پیشبینی نیست، میل به پیشبینی آن بیشتر میشود. اقبال به فال و فالگیری میتواند یکی از نشانههای جامعهای باشد که در آن اعتماد، امید و احساس ثبات کاهش یافته و افراد برای فهم آینده خود پاسخ روشنی در جهان واقعی پیدا نمیکنند. «ناصر فکوهی»، انسانشناس و استاد دانشگاه در گفتوگو با «اعتماد» میگوید: شرایط بهویژه زمانی که با کاهش سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همراه شود، زمینه مساعدتری برای رشد رفتارهای جادویی و باورهای خرافی ایجاد میکند. هر چند به اعتقاد او، فالگیری را نمیتوان به سادگی علت یا معلول مستقیم نااطمینانی اجتماعی دانست. گفتوگو با این انسانشناس را در ادامه میخوانید.
آیا افزایش اقبال به فال را میتوان نشانه افزایش «احساس ناامنی و عدم قطعیت» در جامعه دانست؟
ابتدا بگوییم که در این زمینه متاسفانه مطالعات دقیق، گسترده و علمی نداشتهایم و آنچه میگوییم بر اساس برخی مشاهدات میدانی و مطالعات کیفی انجام شده است که این گزاره را نشان میدهند. در این حالت باید ابتدا موضوع را در سطح تاریخی و جهانشمول دید. چندین منشا میتوان برای آن در نظر گرفت؛ نخست، پیشینه تاریخی و سنتی پدیده؛ بنا بر شواهد و اسناد تاریخی، در جامعه ما، همچون اکثر جوامع انسانی دیگر، از دورههای باستانی تا دوران مدرن، باور به پدیدههای جادویی و ماورای طبیعی وجود داشته است. اسناد و پژوهشهای انسانشناختی، از جمله در آثار ماکس وبر (۱)، امیل دورکیم (۲)، مارسل موس (۳)، کلود لویاستروس (۴)، ایوانز پریچارد (۵)، برونیسلاو مالینوفسکی (۶) و تازهترین کارهایی که بر این موضوع، از جمله در زمینه نفرین، طالعبینی، احضار ارواح و غیره، به صورت میدانی انجام شده، ما را به آثار متاخرتری همچون کارهای ژان فاوره-سادا (۷) در فرانسه، دیوید زایتون در قبیله مامبیلا در نیجریه (۸) و به خصوص درباره ایران، به کارهای علیرضا دوستدار (۹)، استاد دانشگاه شیکاگو، درباره دعانویسی و عملکردهای مشابه در ایران میرساند.
