روزنامه‌نگاری ایران در مرز هشدار

سه هفته پیش، در اختتامیه چهارمین دوره جایزه روزنامه‌نگاری «چراغ حقیقت»، بیانیه هیئت داوران خوانده شد. این بیانیه‌، حاوی هشداری جدی درباره وضعیت روزنامه‌نگاری ایران بود. شاید آن شب صدای تشویق‌ها، نام برگزیدگان و هیاهوی مراسم اجازه نداد صدای این هشدار به اندازه کافی شنیده شود، اما مسئله‌ای که داوران مطرح کردند، آن‌قدر مهم است که نمی‌توان از کنار آن گذشت: روزنامه‌نگاری ایران با بحران کیفیت، حرفه‌گری و اعتبار مواجه است.

۰۶:۰۰

سه هفته پیش، در اختتامیه چهارمین دوره جایزه روزنامه‌نگاری «چراغ حقیقت»، بیانیه هیئت داوران خوانده شد. این بیانیه‌، حاوی هشداری جدی درباره وضعیت روزنامه‌نگاری ایران بود. شاید آن شب صدای تشویق‌ها، نام برگزیدگان و هیاهوی مراسم اجازه نداد صدای این هشدار به اندازه کافی شنیده شود، اما مسئله‌ای که داوران مطرح کردند، آن‌قدر مهم است که نمی‌توان از کنار آن گذشت: روزنامه‌نگاری ایران با بحران کیفیت، حرفه‌گری و اعتبار مواجه است.

سه هفته پیش، در اختتامیه چهارمین دوره جایزه روزنامه‌نگاری «چراغ حقیقت»، بیانیه هیئت داوران خوانده شد. این بیانیه‌، حاوی هشداری جدی درباره وضعیت روزنامه‌نگاری ایران بود. شاید آن شب صدای تشویق‌ها، نام برگزیدگان و هیاهوی مراسم اجازه نداد صدای این هشدار به اندازه کافی شنیده شود، اما مسئله‌ای که داوران مطرح کردند، آن‌قدر مهم است که نمی‌توان از کنار آن گذشت: روزنامه‌نگاری ایران با بحران کیفیت، حرفه‌گری و اعتبار مواجه است. این سخن را باید جدی‌تر از اینها دید. اگر روزنامه‌نگاری نتواند واقعیت را دقیق، مستقل، مستند و حرفه‌ای روایت کند، جامعه به‌جای آنکه بی‌خبر بماند، به سراغ منابع غریبه برای فهم واقعیت خواهد رفت.

بیانیه هیئت داوران صریح بود. آثار ارسالی با وجود کمیت قابل توجه، در بسیاری موارد از حداقل استانداردهای تولید محتوای حرفه‌ای برخوردار نبودند. گزارش‌هایی با سوژه‌های خوب اما پرداخت ضعیف، یادداشت‌هایی که بیشتر دل‌نوشته بودند تا تحلیل، ویدئوهایی که از نظر فنی و ‌از نظر محتوایی در سطح قابل قبول قرار نداشتند و مهم‌تر از همه‌ آثاری که در فرایند سردبیری به اندازه کافی صیقل نخورده بودند. اینها نشانه‌های یک بیماری‌اند.

سال‌هاست هرگاه سخن از ضعف رسانه‌ها به میان می‌آید، انگشت اتهام به سوی روزنامه‌نگار نشانه می‌رود؛ گویی خبرنگار بد نوشته، گزارشگر خوب تربیت نشده یا نسل‌جدید انگیزه کافی ندارد. این ساده‌سازی خطرناک است. روزنامه‌نگار حرفه‌ای محصول یک اکوسیستم حرفه‌ای است. خبرنگار خوب در خلأ تولید نمی‌شود؛ او باید در تحریریه‌ای کار کند که سردبیر حرفه‌ای داشته باشد، وقت تحقیق داشته باشد، امنیت شغلی داشته باشد، دستمزد متناسب دریافت کند، بتواند آموزش ببیند و مهم‌تر از همه بداند که حقیقت، خط قرمز حرفه اوست، نه ملاحظه‌ای‌ که هر روز باید درباره آن چانه بزند. اما این فقط یک سوی ماجراست.

ما دانشکده‌های ارتباطات و روزنامه‌نگاری کم نداریم. سالانه تعداد زیادی دانش‌آموخته وارد بازار کار می‌شوند، ولی چند درصد آنان واقعا برای ورود به تحریریه آماده‌اند؟ دانشگاه، در بسیاری از موارد، دانشجو را با نظریه‌های ارتباطات، تاریخ مطبوعات، مفاهیم روابط عمومی و روش‌های پژوهش آشنا می‌کند، اما روزنامه‌نگاری فقط دانستن نظریه نیست؛ خبرنگار باید بتواند سؤال درست بپرسد، منبع پیدا کند، سند را راستی‌آزمایی کند، مصاحبه بگیرد، داده را تحلیل کند، روایت بسازد، لید بنویسد، تیتر بزند و از همه مهم‌تر‌ میان «خبر» و «نظر» مرز بگذارد. روزنامه‌نگاری حرفه‌ای بیش از آنکه پشت نیمکت دانشگاه آموخته شود، در تحریریه و زیر نظر روزنامه‌نگاران باتجربه یاد گرفته می‌شود. فاصله دانشگاه و تحریریه در ایران، یکی از شکاف‌های مزمن نظام رسانه‌ای ماست. وقتی پیش‌کسوتان از تحریریه‌ها خارج می‌شوند و انتقال تجربه قطع می‌شود، نسل جدید مجبور است چرخ را دوباره اختراع کند؛ آن‌هم در شرایطی که بسیاری از رسانه‌ها دیگر فرصت و حوصله آموزش خبرنگار جوان را ندارند. صداوسیما نیز در این میان نقش مهمی دارد. نمی‌توان درباره کیفیت روزنامه‌نگاری ایران سخن گفت و از بزرگ‌ترین و فراگیرترین سازمان رسانه‌ای کشور عبور کرد. رسانه حرفه‌ای، حتی اگر مأموریت و چارچوب سیاسی مشخصی داشته باشد، برای حفظ اعتبار خود نیازمند واقعیت‌سنجی، تنوع منابع، پرسشگری، گزارشگری میدانی و استقلال حرفه‌ای روزنامه‌نگار است. هنگامی‌ که مرز میان «خبر» و «روایت سفارشی» کم‌رنگ شود، مخاطب به ‌تدریج احساس می‌کند به‌جای آنکه واقعیت را ببیند، نسخه‌ای گزینش‌شده از واقعیت را دریافت می‌کند و نتیجه، فرسایش اعتماد است.

منبع  : شرق

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *