۰۷:۰۰
درباره سیستان و بلوچستان بسیار نوشته و گفته شده است، اما معدود وقتها بوده که از منظر مردمشناسی به شرایط مردم و زیست آنها اشاره شود. نوشتههای دکتر اصغر ایزدیجیران، از تجربه حضورش در میان روستاییان میتواند دریچههای جدیدی را بگشاید.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
درباره سیستان و بلوچستان بسیار نوشته و گفته شده است، اما معدود وقتها بوده که از منظر مردمشناسی به شرایط مردم و زیست آنها اشاره شود. نوشتههای دکتر اصغر ایزدیجیران، از تجربه حضورش در میان روستاییان میتواند دریچههای جدیدی را بگشاید. او در یادداشتهای روزمره خود به تفاوتهای زندگی و البته سختیهایش در روستا اشاره میکند؛ از تندبودن غذا که به مزاج هرکسی سازگار نیست تا آبکشیدن از چاه که با سوختگی دینام تبدیل به معضلی روزمره میشد. اما او این بار به ماجرای ترک تحصیل دانشآموزان پرداخته است. همان معضلی که بسیاری به آن اشاره میکنند و هنوز برایش راهحلهایی عملی پیدا نشده است. معدود تلاشهایی مانند مدرسه سیدبار یا چند روستای دیگر مانند رمین و تشی و… که با کمک اهالی فعال در کتابخانهها بهبودی حاصل شده که محصول تلاشهای فردی افراد است؛ کسانی که با جان و دل زحمت میکشند و تحقیرهای مسئولان را جدی نمیگیرند.
مرور دیدههای دکتر ایزدی جیران شاید بتواند دریچهای دیگر بگشاید. او به نکتهای اشاره میکند که بسیار شنیدهایم و راهی برایش پیدا نشده است: مدارس دور هستند و بنزین گران! او نوشته است: «باید چند بار بپرسیم تا بتوانیم جواب بگیریم. «چی چوک وانی؟» اگر شانس بیاوریم یک نفر زبان میگشاید. «این اصلا نخونده» .«چرا؟» علتها و دلایل متنوعاند.
«شناسنامه نداشت»، «علاقه نداشت»، آنهایی از پسرها و دخترهایی هم که درس خواندهاند اغلب در پایههای سوم یا چهارم مدرسه را ترک کردهاند. اینهمه بچه یعنی فقط دو، سه کلاس درس خواندهاند؟
