در نیمه دوم قرن نوزدهم، دربار ناصرالدین شاه به بازاری برای شکارچیان امتیاز اروپایی تبدیل شده بود. از امتیاز خط تلگراف در ۱۸۶۳ گرفته تا امتیاز عظیم بارون رویتر در ۱۸۷۲ که به یک تبعه بریتانیایی حق انحصاری ساخت تمام راهآهنها، کانالها، سدها و معادن ایران را میداد. فشار روسیه و اعتراضات داخلی امتیاز رویتر را لغو کرد، اما شاه راهش را ادامه داد.
نتیجه این رقابت روس و انگلیس بر سر امتیازات آن بود که دو قدرت عملاً یکدیگر را خنثی کردند و ایران تا سال ۱۹۰۰ کمتر از ۳۲ کیلومتر راهآهن عملیاتی داشت.
یک امتیاز یک محصول محبوب؛ جرقهای که انتظارش را میکشیدند
در سال ۱۸۹۰، ناصرالدین شاه امتیازی واگذار کرد که این بار دیگر نمیشد نادیده گرفت. تولید، فروش و صادرات تمام تنباکوی ایران به یک شرکت انگلیسی سپرده شد. تنباکو کالایی نبود که فقط بازرگانان با آن سروکار داشته باشند؛ این محصول در زندگی روزمره تقریباً همه ایرانیان حضور داشت و این امتیاز مستقیماً به معیشت کشاورزان، بازاریان و مصرفکنندگان آسیب میزد.
تمام نارضایتیهای انباشتهشده از سالها امتیازدهی، فساد و ناکارآمدی دولت حالا یک نقطه تمرکز پیدا کرده بود.
فتوایی که تاریخ را تغییر داد
رهبری این اعتراض را علمای شیعه به دست گرفتند. آنها نفوذ خارجی را const selectedItem = newsList[randomIndex];
if (!selectedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
