زن خیانتکار ، قتل و آتش زدن همسرش را به گردن مردی انداخت که با او ارتباط داشت

به گزارش خبرآنلاین به نقل از روزنامه ایران او در توضیح ماجرا گفت: «مهیار را از کودکی به فرزندخواندگی گرفتیم و بزرگ کردیم تا اینکه ازدواج کرد و صاحب فرزند شد اما از دو سال قبل به خاطر اختلافاتی که با هم داشتیم، ارتباط‌مان کمتر شد تا اینکه چند ماه قبل وقتی دلم برایش تنگ شده بود و سراغش رفتم، همسرش مدعی شد به ترکیه رفته است اما تلفن‌هایش را جواب نمی‌دهد. بعد هم مرد ناشناسی با من تماس گرفت و مدعی شد قاچاق‌بر انسان است و مهیار را به ترکیه منتقل کرده است. اما من به موضوع مشکوکم.»

۲۳ خرداد ۱۴۰۵ – ۰۸:۲۵
زن خیانتکار ، قتل و آتش زدن همسرش را به گردن مردی انداخت که با او ارتباط داشت

به گزارش خبرآنلاین به نقل از روزنامه ایران او در توضیح ماجرا گفت: «مهیار را از کودکی به فرزندخواندگی گرفتیم و بزرگ کردیم تا اینکه ازدواج کرد و صاحب فرزند شد اما از دو سال قبل به خاطر اختلافاتی که با هم داشتیم، ارتباط‌مان کمتر شد تا اینکه چند ماه قبل وقتی دلم برایش تنگ شده بود و سراغش رفتم، همسرش مدعی شد به ترکیه رفته است اما تلفن‌هایش را جواب نمی‌دهد. بعد هم مرد ناشناسی با من تماس گرفت و مدعی شد قاچاق‌بر انسان است و مهیار را به ترکیه منتقل کرده است. اما من به موضوع مشکوکم.»

پس از اظهارات این مرد، تحقیقات برای ردیابی مهیار آغاز شد تا اینکه چند روز بعد پدر مهیار بار دیگر نزد مأموران رفت و با ارائه چند عکس و فیلم اظهار کرد: «شب گذشته شماره ناشناسی برایم این عکس و فیلم‌ها را فرستاده که نشان می‌دهد عروسم با یکی از دوستان همسرش ارتباط داشته است.»

با این سرنخ، مأموران زن جوان و مرد غریبه را بازداشت کردند و آنها را تحت بازجویی قرار دادند اما هردو مدعی شدند که خبری از وضعیت مهیار ندارند. تا اینکه بالاخره مرد غریبه به قتل مهیار با همدستی زن او اعتراف کربه قتل رسانده؟»
متهم جواب داد: «زن مقتول مرا فریب داد و گفت تو قتل را گردن بگیر من از خانواده‌اش رضایت می‌گیرم اما بعد از مدتی متوجه شدم نه تنها رضایت نگرفته بلکه زندگی‌ام را هم نابود کرده. به همین خاطر تصمیم گرفتم واقعیت را بگویم. مهیار و همسرش هردو جاعل مدرک بودند و من بارها به او گفته بودم که دست از این کار بردارید. حتی روز حادثه هم سر همین موضوع با هم درگیر شدیم وگرنه من هیچ رابطه عاطفی با همسرش نداشتم.»
پس از آن همسر مقتول به جایگاه رفت و گفت: «روز حادثه من خانه نبودم و به دنبال فرزندم رفته بودم؛ وقتی برگشتم، دیدم شوهرم را کشته بعد هم تهدیدم کرد که باید با او همکاری کنم. در مدتی که هنوز دستگیر نشده بودیم، همیشه از این می‌ترسیدم که همین بلا را سر من و فرزندم بیاورد.»
با پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

17302
 

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *