ما هر جایی که بدون در نظر گرفتن شرایط زیست محیطی و قابلیتهای منابع طبیعی، نیازها و احتیاجاتش جابهجایی انجام میدهیم و در طبیعت، ساختارها و کارکردهای طبیعی آن دست میبریم عملاً منابع آب و خاک و به تبع آن زندگی میلیونها انسان را به سمت بحران سوق میدهیم مثلاً ایده ما این بوده که توسعه را به نقطهای ببریم و باعث شویم فلان استان کشور توسعه بیشتری پیدا کند، اما به واسطه بهکارگیری سیاستهای اشتباه، هم منطقه و استان خودمان را تخریب کردهایم و هم به نوعی منطقهای را که ذخایر ارزشمندآب را از آن نقطه انتقال میدهیم
جوان آنلاین: درست است ایرانیها نجیب و عاطفیاند، اما تا کجا میتوان از این کیسه نجابت برداشت و جایگزین نکرد. به حادثه انفجار بزرگ در بندر شهید رجایی نگاه کنیم و به همه فاجعهها، کاستیها، جنگها و بحرانها که بالادستیها در آن از کیسه نجابت و مهربانی مردم برداشتهاند و حتی به همین واسطه حل بحرانها را به تأخیر انداختهاند. حالا وقتی در خبرها میشنویم چگونه مردمان خوش نام دو استان کویری کشور به دلیل نزاع سر آب در شبکههای اجتماعی و بالای سر لوله انتقال آب مقابل هم صف کشیدهاند زنگهای هشدار به صدا درمیآید که اگر ما نتوانیم با رویکردی درست به دل بحرانهای اقتصادی و اجتماعی برویم چگونه آن بحرانها به تدریج عرصه را بر ما تنگ خواهند کرد و ما را مقابل هم قرار خواهند داد. گفتوگوی ما با دکتر مهران زند، رئیس گروه پژوهشی خشکسالی و تغییر اقلیم پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری به این موضوع میپردازد که وضعیت امروز ما در بحران مدیریت منابع آب چگونه است؟ چرا شیوههای معمول در مهار این بحران نتوانسته است وضعیت دستکم پایداری را در کشور ایجاد کند؟ ارتباط تداوم این بحرانها با فقر آگاهی اقلیمی ما حتی نزد نخبگان چیست؟ چرا ابرپروژههای صنعتی کشور بیاعتنا به موضوع تأمین آب راه اندازی شدهاند؟ و در نهایت ظرفیتهای آبخیزداری برای مدیریت منابع آب و بهرهگیری از ظرفیت سیلابها چه میتواند باشد؟
موضوع گفتوگوی ما به مناسبت نزاعهایی است که سر آب درگرفته است و گاه اخبار آن را در رسانهها میبینیم. گرچه مردمان ایران سالها با حسن نیت و حسن همجواری در کنار هم زیستهاند و به نظر نمیرسد ما با مسئله حاد قومی روبهرو باشیم. در واقع آنچه روی میدهد تبعات تعللهایی است که سر مدیریت منابع آب شکل گرفته است. دیدگاه شما در این باره چیست؟
کم آبی در کشور ما مسئله و موضوع تازهای نیست، خشکی و کم آبی خصوصیت ذاتی اقلیم مهین عزیزمان است. شما اگر به تاریخ کشورمان نگاه کنید میبینید زندگی مردم هماهنگ با واقعیات اقلیم این کشور بوده است. توجه کنید که ما در تاریخ این سرزمین، سازههای بسیار خوب و کاربردی مثل قنات را داریم و از چندصد سال قبل چنین سازههایی در بافت جمعیتی و جغرافیایی ایران کار و مردمان ایران بدون هیچ مشکلی کنار هم از این سازهها استفاده کردهاند ولی حالا به دورانی رسیدهایم که مردم در برابر هم قرار گرفتهاند با این حال به نظر میرسد مردم در این باره تقصیر چندانی ندارند.
رخداد خشکسالی از هزاران سال قبل در کشور ما بوده، هست و خواهد بود. اما اینکه ما نتوانستیم این بلیه را درست بشناسیم، صحیح مدیریت کنیم و اصلاً ذینفعان یعنی مردم را در تصمیم گیریهای مربوط به آب دخالت دهیم نباید ما را به اینجا برساند که اقلیم و خشکسالی را مقصر جلوه دهیم.
اشتباه عمده مدیریتی ما این بود که آمدیم بدون در نظر گرفتن مردم، بدون در نظر گرفتن اینکه مردم در یک تنوع اقلیمی در مناطق مختلف زندگی میکنند، بدون توجه به اینکه ضروریات زندگیشان چیست صرفاً با اتکا به ذهنیت خودمان منابع آبی کشور را مدیریت کردیم.
مثال میزنید؟
