کشتار حکومت پهلوی در ۱۵ خرداد به روایت شاهد عینی/حمله تانک‌های ارتش به مردم

فرصت خوبی بود. با آجر و سنگ شروع به مقابله کردیم. در حملات خیابانی گاه به جلو و گاه به عقب کشیده می‌شدیم. در این بین پسر جوانی که کت و شلوار مشکی ولی خاک‌آلود به تن داشت و شعار می‌داد، ناگهان تیری به دهانش خورد و از پشت گردنش خارج شد. دهانش پر خون شد و به زمین افتاد. به طرف او دویدیم و به کنار خیابان کشیدیمش.

کشتار حکومت پهلوی در ۱۵ خرداد به روایت شاهد عینی/حمله تانک‌های ارتش به مردم

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، درست است که طرح تبدیل اعتراضات گرانی به اغتشاش توسط موساد ریخته و اجرا شد، اما رضا پهلوی ولیعهد ناکام و آرزو به دل خاندان پهلوی با خواندن متن فراخوان اغتشاش و اجرای دستور کارفرمایان یهودی، در این ماجرا دخیل و دستش مانند ترامپ، نتانیاهو و سران یهود بین‌الملل به خون مردم ایران آلوده شد. 

در حوادث و اغتشاشات اخیری که کشور را درگیر خود کرده بودند، تعدادی از هموطنان ازجمله مدافعان امنیت و همچنین عده‌ای از شهروندان بی‌گناه به ضرب گلوله یا چاقوی اغتشاشگران و آتش‌افروزان دشمن و مزدورانشان به شهادت رسیدند. پیکر برخی از شهدا هم به آتش کشیده شد. 

اما نکته مهم تاریخی و عبرت‌آموز درباره این‌اتفاقات، بهره‌برداری رسانه‌ای بلندگوهای رسانه‌ای رژیم صهیونیستی و آمریکا ازجمله شبکه تروریستی اینترنشنال در اعتراضی‌نشان دادن هرج و مرج و آتش‌افروزی‌ها بود. به این‌ترتیب نمونه‌های قلابی یا به قول امروزی‌ها فیک از حوادث انقلابی از خروجی این‌رسانه و درگاه‌های مشابهش پخش شد که سعی داشتند ادای انقلابی‌گری و خشم مردمی را به خورد مخاطب دهند. 

در این‌زمینه بد نیست برگه‌های تاریخ را ورق بزنیم و یادآور خاطرات برخی از انقلابی‌های واقعی شویم؛ قهرمانانی کدود و آتش و باروت نبود. 

به پدر و مادرم اطلاع داده بودند که مهدی و احمد در درگیری‌های امروز کشته شده‌اند. اهالی محل وقتی ما را دیدند، در کوچه‌ای که به خانه‌مان ختم می‌شد، جمع شدند و با حالت بهت و حیرت به ما نگاه کردند، لباس‌های پاره‌پاره و خونی، سر و دست زخمی و خاکی ما و لب‌های ترکیده و خشکیده، تعجب آن‌ها را دو چندان کرده بود. برخی زن‌ها و مردها که می‌ترسیدند نظامی‌ها در تعقیب ما به محل بریزند و یورش بیاورند؛ بچه‌های خود را از کوچه و خیابان جمع کرده و به منازل می‌بردند. ساعت از ۵ بعدازظهر گذشته بود که با همان حال پریشان وارد منزل شدیم. پدر و مادرم در حال گریه و زاری بودند و با دیدن ما اشک در چشم‌هایشان خشکید. لحظه‌ای مات و مبهوت شده و بعد از فرط خوشحالی با شتاب به سوی ما آمدند.

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *