
اقتصاد۲۴ – این روزها در میان فهرست خبرهای خبرگزاریها، خبرهای عجیبی به چشم میخورد که واقعیتهای متناقض جامعه امروز ایران را بازنمایی میکند.
به گزارش فرارو، مثلا همانقدر که خبر درباره تورهای گردشگری لاکچری به کشورهای همسایه برای تزریق واکسن کرونا عجیب است؛ خرید قسطی نان در برخی شهرهای ایران هم عجیب و هم دردناک است.
این را که کنار تصاویر جشن تولدها یا جشنهای تعیین جنسیت آنچنانی، زایمان در هتل بیمارستان گاندی یا همین آخری جشن تکلیف لاکچری بگذاریم و بعد خبر خودکشی مرد جوان کارگر را هم در همین روزها بخوانیم به دورنمایی زننده از واقعیت جامعه امروز ایران و شکاف طبقاتی که این روزها به گسست رسیده است، میرسیم.
اما چطور شد که به اینجا رسیدیم و عاقبت این وضعیت چیست؟
کمال اطهاری پژوهشگر اقتصاد توسعه در این باره گفت: در چارچوب تحلیلهای نهادگرایی، جامعه ایران به خاطر اینکه الگوی شایسته توسعه را در حوزه سیاسی نتوانسته تدوین و اجرا کند، فرایندی رو به زوال را طی میکند. درواقع پس از انقلاب، باید یک الگو و طرح نویی انداخته میشد که با آن به خواست انقلاب جواب داده میشد. جامعه وقتی انقلاب میکند که طرح و الگوی توسعه گذشتهاش را شایسته خودش نمیداند. جامعه ما انقلاب کرد تا کاملتر شود. از اساسیترین مواردی که قانون اساسی مشروطه فاقد آن بود و در قانون اساسی جدید خود را نشان داد، رسمیت یافتن عدالت بهعنوان یک حق همگانی بود. اما آن الگوی توسعهای که میبایست براساس عدالت تعریف میشد، نشد.
سیاست اجتماعی در آلمان به خاطر این محافظهکار نام دارد، چون خانواده را محور قرار داده است. الگوی انگلستان هم لیبرال است برای اینکه در نحوه ساماندهی به آن جماعات محلی خیلی نقش دارند و دولت مرکزی از بالا فرمان نمیدهد. مثلاً طب ملی دارد که در جهان تعداد کمی آن را دارند و فقط کانادا از آن اقتباس کرده است.
او ادامه داد: در کشورهای دارای الگوی رفاه توسعهبخشی، در قدم اول از رشد بالای اقتصادی و درآمد بهرهمند شدند و پس از مدتی، دولت رفاه فراگیر را سامان دادند. در ژاپن تامین اجتماعی خاص خودش را داشت که تا دهه نود در همه کارگاههای بزرگ، کارگرها استخدام مادامالعمر بودند و بهاینترتیب یک تضمین بالایی برای درآمد وجود داشت. در کشورهای اروپایی هم ایتالیا و یونان و همچنین آمریکای لاتین از این منظر دچار بحران شدیدی هستند. از تامین اجتماعی و رفاه ملغمه درست کرده بودند و الگویشان کامل نبود. به همین خاطر موفق نشدند. در کشورهایی مثل ایران هم یک ملغمهای بوده است.
این پژوهشگر توسعه بیان کرد: ایران از نمونههای بسیار بد در این زمینه است. با اینکه درآمد سرشار نفت هم داشته است. در ایران الگوهایی که پیش از انقلاب بود؛ به هم ریخته شد. چون بحثهای تفکر توسعهای در حوزه سیاسی حاکم نبود مثلا گفتند کارگران کرایه ندهند، بعد قوانین را دستکاری کردند و این را به یارانههای نقدی تقلیل دادند. اصلاً سیاست اجتماعی تدوین نشد. در برنامه چهارم کوشیده شد این سیاست اجتماعی تدوین شود که آن هم توسط دولت احمدینژاد کنار گذاشته شد.
وی افزود: سپس الگوی مبتذلی از نئولیبرالیسم حاکم شد. چون نئولیبرال یک شیوه انتظام خاص خودش را دارد یعنی این نبوده است که جامعه یکدفعه به بازار سپرده شود. اصلاً در کشورهای پیشرفته سرمایهداری جامعه به بازار سپرده نشده است، ولی اینجا الگوی مبتذل را برداشتهاند و جامعه را به بازار سپردند. در واقع اقتصاد را به رانت و جامعه را به بازار سپردند. به بازار سپردن یعنی اینکه از نیروی کار و سیاست اجتماعی شایسته حمایت نکردهاند. تازه گفتند کارگاههای زیر ده نفر مشمول قانون کار نیستند. ما شاهد ابتذال هستیم. از سویی، چون سیاست توسعهای نداشتیم و رانت بر اقتصاد حاکم شده این جریان ادامه پیدا کرده و به اقتصاد هم سرایت کرده و اقتصاد شروع به سقوط کرده است. چون رانت مثل انگل و رانتخوارها مثل انگل میمانند. میخورند و بزرگ میشوند و بعد ثروت را از کشور مثلا به دبی، ترکیه، گرجستان و هر جای دیگر خارج میکنند. آنها جلوی انباشت ثروت را میگیرند.
بیشتر بخوانید: مدیریت اقتصاد، گرانی را به مردم هدیه داد
