$(document).ready(function(){var imagesize=$(‘.img_center img’).width();if(imagesize= 700 ){$(‘.img_center’).addClass(‘smallImage’);}});
در میان اندیشمندان معاصر، برخی رهبران دینی نیز توجه ویژهای به نهجالبلاغه داشتهاند و آن را به عنوان منبعی مهم برای بازخوانی معارف اصیل اسلامی، اخلاق فردی و اجتماعی، تعبد، عدالت، سبک زندگی، تمدنسازی، جامعهسازی، و مدیریت و حکمرانی صالح مورد استفاده قرار دادهاند. بررسی نگرش این شخصیتها به نهجالبلاغه، نه تنها میتواند راهی برای فهم بهتر رویکرد فکری آنان باشد، بلکه نشان میدهد چگونه این متن کهن همچنان ظرفیت الهامبخشی به نیازهای فکری و معنوی عصر حاضر را داراست.
پژوهش حاضر با هدف تحلیل و بازشناسی ابعاد مختلف نهجالبلاغه در منظومه فکری متفکر شهیر و نوآور حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای(قدس الله نفس الزکیه) سامان یافته است. محورهای این بررسی در مجال محدود خود، برخی جنبههای مورد توجه در اندیشه ایشان را مورد توجه قرار داده است. چنین رویکردی میتواند تصویری روشن از پیوند میان میراث علوی و نیازهای فکری معاصر ارائه دهد و نشان دهد که چگونه این اثر عظیم همچنان راهنمای تأمل، عمل و تربیت در تمدن اسلامی است.
انگاره و تصور از هر پدیده، نحوه رفتار و تعامل با آن پدیده را رقم میزند. در عرصه نهج البلاغه نگاه و تصور فرد نسبت به آن کتاب میتواند خود را در قالب توصیفات و تعاملاتی که با این کتاب رقم میخورد، نشان دهد. بنابراین درک و فهم دیدگاه متفکر حکیم امام خامنهای(قدس سره) در پیرامون نهج البلاغه از همین تعاریف و تعاملات قابل برداشت است.
ایشان همواره بر اهمیت شناخت و بهرهبرداری از منابع اصیل اسلامی تاکید داشتند و در این میان نهج البلاغه جایگاهی ویژه در نگاه ایشان دارد. ایشان نهجالبلاغه را گنجینه عظیمی میدانند که نه تنها موجودی آن شناخته نشده است بلکه به خوبی مورد بهرهداری نیز قرار نگرفته است؛ «واقعاً نهج البلاغه گنجینه عظیمی است که به این سادگی، حتی به موجودی آن نمیشود دسترسی پیدا کرد. یعنی آن را فهمید و بعد از این که چنین موجودی را شناختیم، نوبت کار اصلی یعنی بهرهبرداری است. ما هنوز موجودی نهج البلاغه را هم نمیدانیم. البته بسیاری از منابع غنی اسلامی همین وضعیت را دارند اما نهج البلاغه با رتبه و پایه والایی که دارد در حقیقت یک استثناء است و باید به صورت یک گنجینه استثنایی با آن برخورد کرد».
ایشان نهجالبلاغه را کتاب متون اسلام و جزو راقی(بالابرنده)ترین، والاترین، زیباترین، پُرمغزترین، همهجانبهترین و خلاصه شگفتآفرینترین دانسته و جملهای که بعضی گفتهاند که «دون کلام خدا و بالاتر از همه کلامهای انسانها»، واقعاً در مورد نهج البلاغه مبالغه نیست و یک واقعیت میدانند. ایشان به برخی ویژگیهای نهج البلاغه میپردازند که از جمله این خصوصیات می توان به بیان هنری و چندبعدی بودن اشاره کرد.
رهبر شهید انقلاب در تشریح ویژگی چند بعدی اینگونه فرمودند: نهجالبلاغه هیچ میدانی از میدانهای زندگی را فروگذار نکرده، مگر اینکه در آن بلیغترین، رساترین، پُرمغزترین و پُرمحتواترین سخن را بیان کرده. یک نگاهی به فهرست نهج البلاغه نشان میدهد که این کتاب چقدر چندبُعدی و چند جانبه است و این واقعاً یک شگفتی است.
ایشان در تشریح محتوایی نهج البلاغه به برخی خصوصیات ویژه و انحصاری این کتاب اشاره کردهاند؛ «نهج البلاغه یک کتاب اسلامی ساده نیست؛ یک کتاب ویژهای است و خصوصیاتی دارد که در هیچ کتابِ دیگری نیست؛ همان طوری که گفتیم، بعد از قرآن کریم که معجزه پیغمبر و کلام خدا است و قابل مقایسه با هیچ کلامی نیست، در میان همه تألیفات و کتب مدوّن، چنین پدیدهای پیدا نمیکنیم».
توجه به زمان و مکان محتوای سخنرانی، وجه تسمیه، اسناد، مستدرکات، معرفی منابع پیرامونی، توجه به شخصیت و روحیات سید رضی، اشاره به پیشینه توجه اندیشمندان به کتاب شریف نهج البلاغه و اقبال به این کتاب در دوره انقلاب اسلامی نیز از جمله محورهایی است که در اندیشه امام خامنه ای مورد توجه قرار گرفته و در پرداختن به هریک از این موارد هوشمندانه و هدفمند، اهدافی را دنبال میکرده است که بتواند از آنها برای فهم بیشتر و بهتر مخاطب استفاده کند. به عنوان نمونه ایشان پس از اشاره به صدور سخنرانیهای حضرت در مسجد کوفه بین سالهای ۳۵ تا ۴۰ هجری میفرمایند «معنای این حرف این است که در ۱۳۶۰ سال قبل، سطح فرهنگ و اندیشه مردمی که در جامعه اسلامی آن روز زندگی میکردند، آن چنان بالا بود که وقتی علی بن ابیطالب این سخنان عمیق و پُرمغز را در منبر ادا میکرد، زن و مرد و کوچک و بزرگ، سخن علی را میفهمیدند و ما از اینجا به یک نکتهای پی میبریم و آن این است که سطح درک و شعور یک جامعه به کلاس و دانشگاه و آکادمی نیست، منفجر شدن چشمه استعداد انسانها به خواندن و نوشتن نیست… سطح فرهنگ جامعه علوی بالا است، در آن حدّی که نهج البلاغه را میفهمد و در این صورت شما تعجّب نخواهید کرد وقتی بدانید که بعد از دو سه قرن، سرچشمههای دانش تجربی و دانش مادّی هم از همین جامعه منفجر و باز شد و رنسانس اروپا محصول و مولود همین حرکتِ وجدانِ علمی در جامعه اسلامی بود».
ایشان نهجالبلاغه را ترجمان شخصیت مجسم امیر مومنان علی (ع) میدانند و در پیوند شناخت اسلام و امام علی (ع) و نهج البلاغه اینگونه فرمودهاند «نهجالبلاغه در حقیقت شخصیت خطی و رسمی امیرالمؤمنین است؛ یعنی خود علی(ع)، نهجالبلاغه مجسم است و این یکی دیگر از خصوصیات امیر مؤمنان است که آنچه میگوید عمل میکند. آنچه میخواهد در زندگی خود هم آن را پیاده میکند. امیرالمؤمنین شخصیت خودش و زندگی خودش، کلمه به کلمه و سطر به سطر، تفسیر نهج البلاغه و تفسیر قرآن است و لذا شما وقتی نهج البلاغه را بخوانید، هم تاریخ زندگی علی را دانستید، هم اسلام را شناختید».
ارتباط تنگاتنگ نهجالبلاغه با قرآن در دیدگاه امام خامنهای ( قدس سره) نیز جلوهگر است: «هر کسی نهجالبلاغه را نمیخواند، از قرآن خبری ندارد. همان طور که قرآن خوانده میشود، نهج البلاغه هم باید خوانده شود. چون تالی قرآن است، دنباله قرآن است. همان طور که مسلمانها خودشان را موظف میدانند با قرآن انس پیدا کنند و ندانستن قرآن را برای خود نقص میشمارند، ندانستن نهج البلاغه هم باید نقص به حساب بیاید».
ایشان پیوند عمیقی بین انقلاب اسلامی و کتاب نهج البلاغه برقرار میکنند و در این باره میفرمایند: «نهجالبلاغه کتاب تدوینشده انقلاب اسلامی است و آئیننامه این انقلاب میتوان به حسابش آورد. در آن، میدانهای وسیعِ زندگی انسان و بُعدها و جانبهای گوناگون وجود انسان که همه در اسلام هست، منعکس است». رهبر شهید انقلاب در تحلیل چرایی این ارتباط به جنبه چندبعدی بودن نهج البلاغه اشاره کرده و در این باره میفرمایند «در نهج البلاغه جنگ هست، سیاست هست، دیپلماسی [یعنی] ارتباطات خارجی و سیاست خارجی هست، اخلاق هم هست، عبادت هم هست، زهد هم هست؛ و همه چیز در نهج البلاغه هست و این نهج البلاغه چندبُعدی نموداری از اسلام چندبُعدی است که برای دوام انقلاب اسلامی و ساختن یک انسانِ چندبُعدی ضروری و لازم است».
ایشان تداوم انقلاب اسلامی را به مراجعه و بازیابی نهجالبلاغه مرتبط دانسته و در این زمینه میفرمایند: «ما اگر بخواهیم امروز انقلاب اسلامی را ادامه بدهیم یعنی آنچه به معنای واقعی کلمه، انقلاب اسلامی است، بایستی اسلام را همهجانبه مراعات کنیم که نمودارش نهج البلاغه است و برگردیم به نهج البلاغه و بازیابی کنیم نهج البلاغه را».
حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای (قدس سره) از دوران جوانی با این کتاب ارزشمند، انس داشته و از دیرباز به شرح خطبهها، نامهها و حکمتهای آن در محافل مختلف _ خصوصاً در حضور جوانان طلبه و دانشجو _ پرداختهاند که سلسله درسهای نهج البلاغه در سال ۱۳۵۳ و همچنین شرح فقراتی از نهج البلاغه در دیدارهای پس از آغاز دوران رهبری ایشان با هیات دولت در ماه مبارک رمضان از این دست جلسات است.
معظّمٌ له پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷، در کنار کارهای فراوان مرتبط با شورای انقلاب و همچنین شورای عالی دفاع و نمایندگی مجلس، به کارهای تبلیغی و تبیینی بهویژه در جمع جوانان اشتغال داشتند. در تابستان سال ۵۹ شاخه دانشجویی حزب جمهوری، سلسله درسهای نهج البلاغه را به مدّت سه ماه برای ایشان تنظیم میکند. از آنجا که انقلاب اسلامی در ادامه اهداف نبوّتها و برای تحقّق همان آرمانهای اصیل و الهی تعریف میشود، موضوع این جلسات به این بحث، اختصاص یافته است و این در قالب کتاب «نبوتها در اسلام» منتشر شد.
مقام معظم رهبری(قدس سره) در دوران رهبری و زعامت امت اسلامی با پایهگذاری یک سنت در دیدارهای هیات دولت در ماه مبارک رمضان، فقراتی از نهج البلاغه را شرح میدادند که بیشتر به کار دولتمردان و کارگزاران نظام بیاید. مجموع این جلسات، در کتاب «راه روشن مدیران» جمعآوری و انتشار یافته است. این کتاب یک اثر منحصر به فرد در تقاطع بین اندیشههای کلاسیک اسلامی و اصول مدیریت معاصر است. معظم له تلاش نموده است پیامهای نهفته در نهج البلاغه را استخراج و با چالشها و نیازهای مدیریتی امروز تطبیق دهد و در نتیجه راهگشای مدیران در مواجهه با مشکلات و مسائل سازمانی معاصر باشد.
رهبر معظم انقلاب در در دیدارها، پیامها و مکتوبات نیز از هر فرصتی برای ترویج و تعمیق فرهنگ نهجالبلاغه بهره بردهاند و به تناسب از عبارات نهجالبلاغه استفاده کردهاند؛ حتی صفحه نمایش پشت محل دیدارهای عمومی معظم له در حسینیه امام خمینی(ره) موارد فراوانی از عبارات نهجالبلاغه را بر سینه خود دیده است تا میهمانان حسینیه بیشتر و بهتر از فضا و محتوای جلسه بهره ببرند.
یکی از نکات برجسته و پرتاکید در دیدگاه امام خامنهای(قدس سره)، وظیفه مشترک مسلمانان برای احیا و انس با نهج البلاغه است. ایشان صراحتا بیان میکنند که احیای نهجالبلاغه، «مسئولیت همگانی مسلمانان» است؛ این نگرش، فراتر از تمایزات مذهبی و فرقهای، بر محوریت شخصیت و آموزههای امام علی (ع) به عنوان یک شخصیت مورد قبول جهان اسلام تاکید دارد. بنابراین، تلاش برای معرفی، ترویج و فهم عمیق نهجالبلاغه، نباید محدود به گروه خاصی باشد، بلکه باید دغدغه کل جامعه اسلامی شود: «همه مسلمانها به عنوان احیای یک میراث بینظیر اسلامی باید نهج البلاغه را زنده کنند و این احیا نه فقط به معنای کثرت چاپ، که خوب زیاد هم چاپ شده، بلکه به معنای کار کردن و تحقیق کردن در زمینه آن است».
ایشان با تاسف از دوری و غربت نهجالبلاغه در میان مسلمانان بر خواندن و فهمیدن ان تأکید فراوان کردهاند و عوارض و عواقب عدم توجه به این مهم را غیرقابل جبران دانستهاند: «نهجالبلاغه را بخوانید که بفهمید. این نهجالبلاغه قاموس؛ یعنی فرهنگ مفاهیم اسلامی است به یک معنا….این نهجالبلاغه را باید خواند و فراگرفت. ما به نهجالبلاغه بیش از این بایستی توجه کنیم؛ بیش از این باید فرا بگیریم؛ بیش از این باید از دریای مواج حکمت امیرالمؤمنین بهره ببریم».
رهبر انقلاب در آخرین پیام نورزوی خود در سال ۱۴۰۴ به فعالان فرهنگی توصیه به مطالعه و آموزش نهج البلاغه توجه ویژهای بنمایند: «من توصیه میکنم امسال فعّالان عرصه فرهنگی به مطالعه نهجالبلاغه و آموزش نهجالبلاغه توجّه ویژهای داشته باشند.» این توصیه، نشاندهنده اولویتبخشی به نهجالبلاغه در برنامههای فرهنگی و آموزشی است و انتظار میرود فعالان این حوزه، با درک اهمیت موضوع، تلاشهای خود را در این راستا متمرکز سازند و براین توصبه عمیق و دقیق این مفسر شهیر شهید به دقت عمل نمایند…
اینها از جمله مواردی است که دیدگاه، جایگاه و توجه امام خامنهای(قدس سره) به نهج البلاغه را منعکس میکند. بیتردید مراجعه به متن سخنرانیها و مکتوبات ایشان، به مجالی موسع نیازمند است. نگارنده در اثری مستقل بهدنبال تشریج جامع دیدگاه امام خامنهای(قدس سره) در پیرامون نهجالبلاغه و استخراج ویژگیها و رویکرد تفسیری ایشان در پیرامون نهجالبلاغه است.
استادیار دانشگاه
