اتاق فکر رسانهای دشمن با تهدیدهای نرمافزاری و رسانهای بر کیان خانواده ایرانی میتازد
جوان آنلاین:«خانواده» هر روز بیشتر از دیروز در نوک پیکان تهدید نرمافزاری سوار بر موجهای رسانهای قرار میگیرد! یک روز دیتهای به ظاهر ناشناسی که هم شناخته شده هستند و هم کاملاً حسابشده برای هر لایک و کامنت و بازدیدی برنامهریزی کردهاند و به دنبال عادیسازی روابط میان پسر و دختر و شکستن خطوط قرمزها هستند و روز دیگر ابتذالهای ابدی که در صدد بیآبرو کردن واژه مقدس «عشق» بر آمدهاند و با عادیسازی خیانت و زیر سؤال بردن تعهد به دنبال ترویج نوع تازهای از روابط هستند که عمر دوامشان اجازه نمیدهد نظام مقدس خانواده پا بگیرد و پایگاهی برای ارتقا و تعالی زن و مرد شده و فرزندانی سلامت را به جامعه تحویل دهند. این سناریوی حساب شده از یک سو با کالایی دیدن انسان، عشق، رابطه میان زن و مرد و هر چیز دیگری که بشود از آن پول درآورد، میلیونها دلار پول به جیب مجریان چنین برنامههایی سرازیر میکند، اما هدف نهایی اتاق فکرهای رسانهای از چنین برنامههایی اضمحلال خانواده و در امتداد آن فروپاشی جامعه است.
اگر خانواده را موتور مولد همه ارزشهای حیاتی جامعه بدانیم مبالغه نیست و درست هر کجا که خانواده هدف قرار گرفته و تضعیف شده، گرفتاریهای عظیم اجتماعی و فرهنگی پدید آمدهاست. همچنانکه بحران خانواده در غرب با عادیسازی روابط بین زن و مرد و حتی ترویج همجنسگرایی و رشد صنعت فحشا، ثروتهای عظیمی را به جیب کمپانیهای فعال در این عرصه فرو ریخت، اما تبعات سنگین این بحران مانند تولد فرزندان بیهویت، شیوع برخی بیماریها، رواج همجنسگرایی و بسیاری از چالشهای دیگر در دنیای غرب موجب شده تا فعالان اجتماعی، اندیشمندان و بزرگان غربی به دنبال ایجاد جنبشهای احیای خانواده باشند. با تمام اینها، اما همچنان برنامهریزی گستردهای برای به ابتذال کشیدن روابط زن و مرد و انحطاط نهاد مقدس خانواده در کشورهای مختلف و به خصوص کشوری مانند ایران با پیشینههای مذهبی و فرهنگی عمیق طراحی و اجرا میشود؛ سناریوهایی که به دنبال از حرکت انداختن خانواده به عنوان موتور مولد ارزشهای حیاتی جامعه هستند.
برنامههایی که به دنبال عادیسازی روابط خارج از عرف زن و مرد یا روال کردن موضوعاتی همچون خیانت هستند آیا میتوانند در بلندمدت تأثیرات مدنظر خود را در جامعه و به خصوص جامعه مخاطب خود داشته باشند یا نه؟
ساختارسازی جامعه شبکهای با یادگیری اجتماعی
واقعیت این است که رسانه و فضای مجازی و شبکههای اجتماعی به خصوص شبکههای مبتنی بر تصویر اثرگذاری عمیقی روی مخاطبان خود میگذارند و برنامهسازان و فعالان این عرصه میتوانند باورها و ارزشهای خود را به مخاطبان القا و با باورها و ارزشهای اجتماعی جوامع به شکلی نرم و آهسته جایگزین کنند.
یکی از پرکاربردترین نظریهها در پژوهشهای مرتبط با شبکههای اجتماعی نظریه جامعه شبکهای است. جامعه شبکهای را میتوان شکلی از جامعه تعریف کرد که به گونهای فزاینده روابط خود را در شبکههای رسانهای سامان میدهد؛ شبکههایی که به تدریج جایگزین شبکههای اجتماعی ارتباطات رو در رو میشوند یا آنها را تکمیل میکنند. به بیان دیگر شبکههای اجتماعی و رسانهای، در حال شکل دادن به «شیوه ساماندهی» اصلی و «ساختارهای» بسیار مهم جامعه مدرن هستند.
کلیدهایی که شبکهها را به یکدیگر متصل میکنند (برای مثال جریانهای مالی که کنترل امپراتوریهای رسانهای را در دست دارند و بر فرآیندهای سیاسی تأثیر میگذارند) ابزار ممتاز قدرت هستند، بنابراین قدرتمداران کسانی هستند که کنترل کلیدها را در دست دارند. از سوی دیگر طبق نظریه ساختیابی عامل انسانی و ساخت در ارتباط با یکدیگر قرار میگیرند؛ تکرار رفتارهای افراد، ساختارها را بازتولید میکند و بهواسطه همین بازتولید ساختارها از سوی کنش انسانی، ساختارها برای کنش انسانی محدودیت ایجاد میکنند. ساختار اجتماعی عمدتاً ناشی از فعالیتهای روزمره افراد و تبعیتی از قاعده است و ساختار آن به قواعدی برمیگردد. به بیان دیگر این انسانها هستند که ساختارها را میسازند، ولی این کار را تحت شرایط و موقعیتهایی که مستقیماً با آن روبهرو میشوند و از گذشته به آنها منتقلشدهاست، انجام میدهند. به این ترتیب گیدنز بر فراگردی دیالکتیکی تأکید میکند که طی آن ساختار و آگاهی ساخته میشوند. به همین دلیل است که وی رابطه میان عاملیت و ساختار را بهصورت فرا گردی پویا و تاریخی در نظر میگیرد.
