«ای کاش همان موقع با پولی که داشتیم خانه میخریدیم»، «ای کاش هیچوقت سراغ این آدم نمیرفتم»، «ای کاش به جای دانشگاه رفتن، دنبال کار میرفتم»، «ای کاش مهاجرت میکردم» و… .
«ای کاش همان موقع با پولی که داشتیم خانه میخریدیم»، «ای کاش هیچوقت سراغ این آدم نمیرفتم»، «ای کاش به جای دانشگاه رفتن، دنبال کار میرفتم»، «ای کاش مهاجرت میکردم» و… .
دکتر محمدجواد غلامرضاکاشی، پژوهشگر، جامعهشناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، در کتاب سیاستی دیگر مینویسد: «آن رفیق بیست سالهای که سر یک بحث سیاسی از دستش دادی، آن سفره خانوادگی که با یک اختلافنظر به هم ریخت و آن آدمی که فقط بهخاطر سبک زندگیاش از چشمت افتاد؛ آیا هیچکدام از این عقیدهها ارزش از دستدادن یک رابطه واقعی را داشتند؟
… عشق، دوستی، مسئولیت و ایمان بیواسطه اصلاند، اما ما گاهی اجازه دادهایم سیاست و اختلافهای عقیدتی این اصلها را ببلعند. ساعتها درگیر دعواهایی میشویم که اساساً دعوای ما نیستند و در همان حال، از آدمهای واقعی اطرافمان دور میمانیم. بعد هم آه میکشیم و با حسرت از گذشتهای حرف میزنیم که تصور میکنیم در آن همهچیز سر جای خودش بود».غلامرضاکاشی میخواهد بگوید نتیجه این همه آه کشیدنها و ای کاش گفتنها و احساس از دست دادن عمر و فرصتها، از دست دادن لحظههای اکنون، دوستیها و رفاقتهای امروز است.
عابده بهمنپور، پژوهشگر و طراح آموزشی در گفتوگو با ما ضمن بررسی چرایی این حال، راهکارهایی را برای گذر از آن پیشنهاد میکند.
